شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٦ - ٢٣٢١ اشتغل بالصبر على الرزية عن الجزع لها
گردد چنانكه حق تعالى فرموده: «إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم»، بدرستى كه خدا تغيير نمىدهد نعمتى را كه بقومى داده باشد تا اين كه تغيير دهند ايشان آنچه را بنفسهاى ايشان بوده يعنى خيرات و مبرات كه طريقه ايشان بوده[١] و در بعضى نسخهها «بدائك» است (بجاى «بدأ بك») و بنا بر اين معنى اين است كه:
راه بر بيمارى خود را ما دام كه آن براه برد ترا، يعنى مماشات و مدارا كن با آن ما دام كه آن مماشات و مدارا كند با تو، و تا با آن توان ساخت و پر زياد نباشد متعرض مداوا و معالجه مشو خصوصا معالجههاى دشوار و خطير.
٢٣١٨ افرح بما تنطق به اذا كان عريا من الخطأ.
شادمان شو به آن چه بگوئى هرگاه خالى و برهنه باشد از خطا.
٢٣١٩ اغض على القذى و الا لم ترض ابدا.
چشم بپوشان برخاشاك و خار روزگار كه در چشم اندازد و اگر نه خشنود نخواهى شد هرگز، يعنى آدمى بايد كه از آزارها و اذيتهاى روزگار چشم بپوشد و با آنها بسازد و اگر نه هرگز خشنود نگردد زيرا كه هرگز نيست كه از روزگار آزار و ايذائى بآدمى نرسد.
٢٣٢٠ اشتغل بشكر النعمة عن التطرب بها.
مشغول شو بشكر نعمت از شادمانى كردن بآن.
٢٣٢١ اشتغل بالصبر على الرزية عن الجزع لها.
مشغول شو بصبر كردن بر مصيبت از جزع و زارى كردن از براى آن.
[١] - از عبارت« و در بعضى نسخهها» تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار است و بسيار بجا و درست است و معروف در ميان فضلا نيز اين قرائت است و بس.