شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٠ - ٢٢٩٥ اخزن لسانك كما تخزن ذهبك و ورقك
٢٢٩٢ اغتفر زلة صديقك يزكك عدوك.
در گذر از لغزش دوست خود تا اين كه حكم بپاكى و خوبى تو بكند دشمن تو، زيرا كه در گذشتن از گناه را دوست و دشمن همه خوب مىدانند.
٢٢٩٣ احصد الشر من صدر غيرك بقلعه من صدرك.
درو كن بدى را از سينه غير خود بكندن آن از سينه خود، زيرا كه كسى كه قصد اين كند كه بدى بكسى نرساند هيچ كس قصد بدى با او نكند.
٢٢٩٤ ارفع ثوبك فانه انقى لك و اتقى لقلبك و ابقى عليك.
بالاگير جامه خود را، يعنى چنان كن كه بالا بايستد و پر بلند نباشد كه بزمين بكشد چنانكه در آن وقت متعارف عربان بوده از براى اين كه پاكيزهتر است از براى تو و زود كثيف و چركن[١] نشود و پرهيزگارتر است از براى دل تو، زيرا كه دغدغه خوردن بنجاستى در آن نرود، و پايندهتر است بر تو، زيرا كه پر بلند كه باشد پا و غير آن آن را بگيرد و زود پاره كند، و در بعضى نسخهها اول «أتقى» بتاست، و دوم «أنقى» بنون، و بنا بر اين معنى اين است كه «پرهيزگارترست از براى تو و پاكيزهتر است از براى دل تو» و از آنچه در شرح آن نسخه ذكر كرديم شرح اين نيز ظاهر مىشود.
٢٢٩٥ اخزن لسانك كما تخزن ذهبك و ورقك[٢].
محكم نگاه دار زبان خود را چنانكه محكم نگاه مىدارى طلاى خود را و دراهم خود را.
[١] - در برهان قاطع گفته:« چركن بكسر اول و ثالث چيزى كثيف و زخمى كه پيوسته از آن چرك وريم رود و كنايه از مال دنيا هم هست».
[٢] - شارح( ره) بر روى راء« ورقك» فتحه و بزير آن نيز كسره گذاشته و بر روى آنها« معا» نوشته يعنى هر دو وجه در قرائت آن جايز است.