شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤٩ - ٢١٣٩ الناس فى الدنيا عاملان عامل فى الدنيا للدنيا قد شغلته دنياه عن آخرته يخشى على من يخلف الفقر و يأمنه على نفسه فيفنى عمره فى منفعة غيره، و عامل فى الدنيا لما بعدها فجائه الذى له بغير عمل فأحرز الحظين معا و ملك الدارين جميعا
كرده بلغزاند تا فضل او بر او ظاهر شود، و جواب گوينده ايشان متكلف است يعنى متعرض چيزى چند شود كه مقصود او نباشد تا سائل را حيران و سرگردان كند و لغزش او ظاهر نشود، نزديك است كه هر يك از ايشان كه افضل و افزونتر باشد بحسب راى و انديشه برگرداند او را از فضل راى او يعنى از راى او كه افضل رايهاى ايشان است خشنودى و غضب، يعنى اعتماد بر علما نمانده و نزديك است كه هر كدام كه رأى ايشان أفضل باشد از رأى خود بر گردد بمجرد خشنودى از طرف ديگر يا خشم بر اين طرف كه رأى او از براى او حكم كرده، و نزديك است كه هر كدام كه صلبتر باشند بحسب چوب يعنى در كارها سختتر و ايستادگى كنندهتر باشند، ناسور كند زخم او را يك نگاه و بر گرداند او را يك كلمه يعنى يك نگاه از كسى كه بترسد از او «ناسور كند زخم او را» يعنى اثر كند در او مثل أثر ناسور كردن زخم، پس بترسد از آن و برگردد از رأى خود، و ممكن است كه مراد اين باشد كه يك نگاه تند يا بىموقع از كسى كه رأى او از براى او حكم كرده بغضب آورد او را و باعث اين شود كه از رأى خود برگردد، و همچنين «برگرداند او را يك كلمه» يعنى يك كلمه از كسى كه ترسد از او يا رعايت او كند هر گاه بر خلاف رأى او گويد يك كلمه مشتمل بر تطميع و رشوه از براى اين كه برگردد از رأى خود.
٢١٣٩ الناس فى الدنيا عاملان عامل فى الدنيا للدنيا قد شغلته دنياه عن آخرته يخشى على من يخلف الفقر و يأمنه على نفسه فيفنى عمره فى منفعة غيره، و عامل فى الدنيا لما بعدها فجائه الذى له بغير عمل فأحرز الحظين معا و ملك الدارين جميعا.
مردم در دنيا دو كار كنندهاند يكى كار كننده است در دنيا از براى دنيا بتحقيق كه مشغول كرده است او را دنياى او از آخرت او مىترسد بر كسى كه از عقب خود