شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣١ - ٢٠٨٦ الاجل محتوم و الرزق مقسوم فلا يغمن أحدكم إبطاؤه فان الحرص لا يقدمه و العفاف لا يؤخره و المؤمن بالتحمل خليق
ميكند از دين خود چندين برابر آنچه حفظ ميكند از اصل مال و عقار خود يعنى از براى اين كه اندك چيزى از متاع خود نگاه دارد از سر زياده از آن از عرض خود بگذارد و آن را بباد دهد، و معنى باقى كلام ظاهر است.
٢٠٨٥ الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم و لكل داخل فى باطل إثمان إثم الرضا به و إثم العمل به.
كسى كه خشنود شود بكار جماعتى مثل كسى است كه داخل شود در آن كار با ايشان و از براى هر كه داخل شود در باطلى دو گناه است يكى گناه خشنودى بآن باطل و ديگرى گناه عمل بآن.
٢٠٨٦ الاجل محتوم و الرزق مقسوم فلا يغمن أحدكم إبطاؤه فان الحرص لا يقدمه و العفاف لا يؤخره و المؤمن بالتحمل خليق.
مرگ تقدير شده و روزى قسمت شده، پس اندوهگين نسازد كسى از شما را درنگ كردن روزى و دير رسيدن آن پس بدرستى كه حرص پيش نمىاندازد آن را و عفت پس نمىاندازد آن را، و مؤمن بتحمل كردن سزاوار است. غرض از ذكر اين كه «مرگ تقدير شده» شايد اين باشد كه اگر چنين نبودى و ممكن بود كه كسى هميشه در حيات باشد حرص فى الجمله گنجايش داشت و اما هر گاه مقدر باشد و البته برسد پس از براى اندك زمانى گنجايش حرص نيست با وجود اين كه قسمت روزى را كه حق تعالى كرده باشد و قسمت هر كس البته باو خواهد رسيد و مراد بقول آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه «پس اندوهگين نسازد» اين است كه هر گاه روزى قسمت شده و رسد هر كس البته باو خواهد رسيد پس اگر دير رسد نبايد از اين اندوهگين شد آخر خواهد رسيد و با وجود اين حرص فايده ندارد و پيش نتواند انداخت آن را