شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٧ - ٢٠٧٦ المؤمن اذا وعظ ازدجر و اذا حذر حذر و اذا عبر اعتبر و اذا ذكر ذكر و اذا ظلم غفر
كه با ترس از كسى باشد كه چيزى باو بخشد يا باميد مكافات و تلافى باشد در حقيقت جود و كرم نباشد حقيقت جود و كرم آن باشد كه بخشش كند بى ترس و اميد مذكورين.
٢٠٧٤ إعطاء هذا المال فى حقوق الله دخل[١] فى باب الجود.
بخشيدن اين مال در حقوق خدا داخل شده[٢] در باب جود يعنى دادن مال در مصارفى كه حق تعالى واجب كرده مثل زكاة و خمس در حقيقت جود نيست و خود را بزور داخل كرده در آن باب بلكه اين قسم بخشش در حقيقت دادن حق كسى است بصاحب آن و اين معنى جود و بخشش نباشد جود آن باشد كه اين كس مال خود را بديگرى بدهد بىعوضى و غرضى.
٢٠٧٥ المؤمن اذا نظر اعتبر و اذا سكت تفكر و اذا تكلم ذكر و اذا أعطى شكر و اذا ابتلى صبر.
مؤمن هر گاه نگاه كند پند گيرد، و هرگاه خاموش شود فكر كند، و هر گاه سخن گويد ذكر كند، و هر گاه بخشيده شود شكر كند، و هرگاه گرفتار شود صبر كند، يعنى هرگاه نگاه كند بچيزى پند گيرد از آن و استنباط كند از آن امرى چند كه نفع كند او را از براى آن نشأه، و هر گاه خاموش شود فكر كند در امورى چند كه نافع باشد از براى او از حقايق و معارف و مانند آنها، و هر گاه بسخن آيد ذكر خدا كند يعنى سخن او بىذكر خدا نباشد، و هر گاه بخشيده شود يعنى چيزى باو داده شود از جانب خدا يا ديگرى، شكر كند، و هر گاه گرفتار شود ببلايا مصيبتى صبر كند در آن و جزع نكند.
٢٠٧٦ المؤمن اذا وعظ ازدجر و اذا حذر حذر و اذا عبر اعتبر و اذا ذكر ذكر و اذا ظلم غفر.
مؤمن هر گاه موعظه كرده شود باز ايستد، و هر گاه ترسانيده شود كناره كند،
[١] - كذا بخطه( ره) صريحا.
[٢] - كذا بخطه( ره) صريحا.