شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٢ - ٢٠٥٧ المودة تعاطف القلوب فى ايتلاف الارواح
كس گردد، و مراد اين است كه زشتترين و قبيحترين رذائل اين است كه آدمى نداند كه فضائل كدام است و آنچه سبب افزونى مرتبه او گردد چه چيز است.
٢٠٥٥ الحظوة عند الخالق بالرغبة فيما لديه، الحظوة عند المخلوق بالرغبة عما فى يديه.
بهره يافتن نزد خالق يا مكانت و منزلت نزد او برغبت كردن است در آنچه نزد اوست، و بهره يافتن نزد مخلوق برغبت كردنست از آنچه در دستهاى اوست، يعنى طلب و خواهش نكردن آن.
٢٠٥٦ المتقرب بأداء الفرائض و النوافل متضاعف الارباح.
نزديكى جوينده يعنى بحق تعالى بجا آوردن واجبها و سنتها دو چندان سودهاست يعنى سودهاى او دو چندان است يعنى سودهاى زياد دارد.
٢٠٥٧ المودة تعاطف القلوب فى ايتلاف الارواح.
دوستى ميل كردن دلهاست بيكديگر در الفت و آرام روحها يعنى بسبب الفت و انس نفسها با يكديگر پيش از خلق ابدان چنانكه از حضرت رسالت پناهى ٦ روايت شده كه فرمود: «الارواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر اختلف» نفسها لشكرهايند ترتيب داده شده پس آنچه آشنا بودهاند با يكديگر از آنها الفت دارند با يكديگر و آنچه نمىشناختهاند يكديگر را اختلاف دارند. و مراد اين است كه نفوس مردم را پيش از خلق ابدان بعضى را با بعضى الفت و آرام بوده و بعضى را با بعضى الفت نبوده و يكديگر را نمى شناختهاند پس هر كه را در آن وقت الفتى با يكديگر بوده حالا نيز بعد از خلق ابدان ميانه ايشان الفت و ربط باشد و آنچه در آن وقت يكديگر را نمىشناختهاند حالا بعد از خلق ابدان نيز ميانه ايشان اختلاف و جدائى باشد و ميانه ايشان الفت و ربطى حاصل نشود. و در بعضى نسخهها «و ايتلاف» بدل «فى ايتلاف» واقع شده و بنا بر اين