شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٥ - ٢٠٣٢ اللئيم يرى سوالف احسانه دينا له يقتضيه
٢٠٢٨ الحازم من حنكته التجارب و هذبته النوائب.
دور انديش كسى است كه ماليده باشد كام او را آزمايشها، و پاكيزه كرده باشد او را مصيبتها، «ماليده باشد كام او را آزمايشها» يعنى مزه و چاشنى تجربه و آزمايش را يافته باشد، چه ظاهر است كه هر كه مزه آنها را يافت ديگر ترك نكند و باعث حزم و دور انديشى او گردد، و ممكن است كه معنى كلام اين باشد كه محكم كرده باشد او را آزمايشها و پاكيزه كرده باشد او را مصيبتها يعنى مصيبتها بر او وارد شده باشد كه بر آنها صبر كرده باشد و بآن سبب اخلاق او پاكيزه باشد.
٢٠٢٩ الاحسان غريزة الاخيار و الاساءة غريزة الاشرار.
احسان كردن خصلت نيكوكاران است، و بدى كردن با مردم خوى مردم بد.
٢٠٣٠ الساعات تخترم الاعمار و تدنى من البوار.
ساعتها فرا مىگيرد يا بر مىكند و مستأصل مىگرداند عمرها را، و نزديك مىگرداند بمرگ و هلاك، مراد اين است كه قدر هر ساعتى را بايد دانست و در كارى بايد صرف كرد كه ذخيره اين كس باشد كه اگر بعبث و باطل صرف شود يك بار آدمى خبر دار شود كه عمر رفت و مرگ آمد و بىتهيه و استعداد بايد متوجه سفر آخرت شد، نعوذ بالله منه.
٢٠٣١ الكريم يرى مكارم أفعاله دينا عليه يقضيه.
كريم يعنى صاحب جود يا بلند مرتبه بيند افعال نيكوى خود را كه فوت شده از او قرضى برخود كه بايد قضا كند آن را، يا مراد اين است كه مىبيند آنها را قرض بر خود و قضا ميكند آنها را و مراد به «ديدن» دانستن است، يعنى چنان داند و پندارد.
٢٠٣٢ اللئيم يرى سوالف احسانه دينا له يقتضيه.
لئيم يعنى مقابل كريم بيكى از دو معنى كه مذكور شد مىبيند احسانهاى