شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٤ - ١٩٨٦ العمر الذى يبلغ الرجل فيه الاشد الاربعون
١٩٨٤ الحازم من لم يشغله غرور دنياه عن العمل لاخراه.
دور انديش كسى است كه مشغول نساخته باشد او را فريب دنياى او از عمل براى آخرت او، يعنى چنين نباشد كه فريب دنيا خورد و مشغول آن شود و از عمل از براى آخرت باز ماند، يا اين كه دنيا داشته باشد و بآن مغرور شود و فريب خورد و در عمل آخرت تقصير كند.
١٩٨٥ العمر الذى أعذر الله سبحانه فيه الى ابن آدم و أنذر الستون.
عمرى كه زائل كرده است عذر را خدا- كه پاك است او- در آن عمر بسوى فرزند آدم و ترسانيده است شصت سال است، يعنى عمرى كه فرزند آدم بآن عمر كه رسيد حق تعالى او را گناهى كه كند معذور ندارد و ترسانيده او را كه ديگر معذور نمىدارم شصت سال است پس كسى كه بآن سن رسيد بايد كه حزم و احتياط او زياده باشد و راه تقصير بهيچ وجه بخود ندهد كه اميد معذور بودن از براى او نيست.
١٩٨٦ العمر الذى يبلغ الرجل فيه الاشد الاربعون.
عمرى كه مىرسد مرد در آن به «أشد» چهل سال است مراد به «أشد» سن قوت است چنانكه حق تعالى در باره حضرت يوسف ٧ فرموده: «و لما بلغ أشده آتيناه حكما و علما» يعنى چون رسيد بسن قوت بخشيديم باو حكمتى و دانشى و بعضى مفسرين گفتهاند كه: آن سن وقوف است كه آدمى مىايستد در آن بحال خود و نمو نمىكند و آن ميانه سى است و چهل، و بعضى گفتهاند، سن جوانى است از ابتداى بلوغ تا سى سال، و بعضى از اهل لغت گفتهاند: كه آن از هيجده سالگى است تا سى سالگى، و در اين فقره بچهل سال تفسير شده، و اين بنا بر اين