شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٢ - ٣٥٦١ ان لله سبحانه ملكا ينادى فى كل يوم يا اهل الدنيا لدوا للموت و انبوا للخراب و اجمعوا للذهاب
٣٥٥٩ ان الاكياس هم الذين للدنيا مقتوا، و اعينهم عن زهرتها اغمضوا، و قلوبهم عنها صرفوا، و بالدار الباقية تولهوا.
بدرستى كه زيركان آنانند كه مر دنيا را دشمنى كردهاند، و چشمهاى خود را از خرمى آن و حسن آن پوشيدهاند، و دلهاى خود را از آن گردانيدهاند، و بسراى پايدار شيفته شدهاند.
٣٥٦٠ ان العاقل يتعظ بالادب و البهائم[١] لا تتعظ الا بالضرب.
بدرستى كه خردمند پند مىگيرد بادب، و چارپايان پند نمىگيرند مگر بكتك، مراد اين است كه عاقل آن است كه بمجرد ادب پند گيرد و مانند چارپايان از براى پند گرفتن او حاجت بكتك نباشد و مراد به «ادب» درس و تعليم است يعنى عاقل بايد بمجرد اين كه خوب و بد را باو درس گويند و تعليم كنند پند گيرد و مرتكب امور حسنه گردد و اجتناب از بديها نمايد، يا مراد زجر و منعى است كه بهموارى باشد و بمرتبه كتك نرسد و مراد اين است كه عاقل بايد كه بهمان قدر از زجر و منع پند گيرد و باز ايستد از آنچه منع شود از آن و كتكى از براى او در كار نباشد و هر كه چنين نباشد بمنزله چارپايان است.
٣٥٦١ ان لله سبحانه ملكا ينادى فى كل يوم يا اهل الدنيا لدوا للموت و انبوا للخراب و اجمعوا للذهاب.
بدرستى كه خداى سبحانه را فرشتهايست كه بانگ ميكند در هر روز كه:
اى اهل دنيا بزائيد از براى مرگ، و بنا كنيد از براى خراب شدن، و فراهم آوريد
[١] - كذا بخط الشارح( ره) برفع بهائم و مطابق قاعده هم است زيرا رفع معطوف بعد از گذشتن خبر« ان و أن و كأن» جائز است چنانكه ابن مالك گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|