شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢٢ - ٣٤٩٦ ان قدر السؤال اكثر من قيمة النوال فلا تستكثروا ما اعطيتموه فانه لن يوازى قدر السؤال
بدرستى كه مؤمن داخل شام نشود و داخل صباح نگردد مگر اين كه نفس او ظنون باشد نزد او پس هميشه عتاب كننده و عيب كننده باشد آن را، و طلب كننده باشد زيادتى و افزونى را از براى آن، «ظنون» يعنى گمان زده و محل تهمت يا ضعيف و كم شرم، و مراد اين است كه مؤمن بايد هميشه بدگمان باشد بنفس خود و ناقص داند آن را، و عتاب كند با آن و عيب كند آن را، و طلب اين كند كه زيادتر و افزونتر گردد مرتبه آن، يا اين كه مؤمن كامل هميشه چنين است.
٣٤٩٤ ان النفس لجوهرة ثمينة من صانها رفعها و من ابتذلها وضعها.
بدرستى كه نفس گوهرى است گرانبها هركه نگاهدارى كند آن را بلند گرداند آن را، و هر كه نگاهدارى نكند آن را پست گرداند آن را، مراد به «نگاهدارى آن» تربيت آن است و مشغول نمودن آن بتحصيل و فضائل و كمالات و منع آن از اقتناء صفات نكوهيده و افعال ناپسنديده.
٣٤٩٥ ان الكف عند حيرة الضلال خير من ركوب الاهوال.
بدرستى كه باز ايستادن نزد حيرانى گمراهى بهتر است از مرتكب شدن هولها، غرض اين است كه هر گاه كسى كه در امرى حيران باشد و راه راست را نداند توقف كند در آن و بهيچ راه نرود بهتر است از اين كه براهى بى حجتى و برهانى برود و خود را در معرض هولها و فتنهها اندازد.
٣٤٩٦ ان قدر السؤال اكثر من قيمة النوال فلا تستكثروا ما اعطيتموه فانه لن يوازى قدر السؤال.
بدرستى كه قدر سؤال زياده است از قيمت عطا، پس بسيار نشماريد آنچه را