شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٢ - ٣٢٦٣ اكبر الشر فى الاستخفاف بمولم عظة المشفق الناصح و الاغترار بحلاوة ثناء المادح الكاشح
٣٢٦٢ اجهل الناس المغتر بقول مادح متملق يحسن له القبيح و يبغض اليه النصيح.
نادانترين مردم فريب خورنده است بگفتار ستايش كننده تملق كننده كه نيكو گرداند از براى او زشت را و دشمن سازد بسوى او ناصح را، يعنى پند گو را يا كسى را كه با او خالص و صاف باشد و راست را باو گويد، «تملق» چنانكه قبل از اين مذكور شد اظهار دوستى و تلطف است و آنكه كسى بگويد بزبان چيزى چند را كه در دل او نباشد، و «نيكو گرداند از براى او زشت را» يعنى تحسين كارهاى زشت او كند و اظهار خوبى آنها كند، و «دشمن گرداند بسوى او ناصح را» باعتبار اين است كه هر گاه كسى ستايش كند او را و تحسين كند كارهاى زشت او را و او باور كند باعث اين مىشود كه دشمن گردد با كسى كه خلاف آن گويد و پند گويد او را، يا صاف باشد با او و راست گويد باو بديهاى او را.
٣٢٦٣ اكبر الشر فى الاستخفاف بمولم[١] عظة المشفق الناصح و الاغترار بحلاوة ثناء المادح الكاشح.
بزرگترين بدى در سبك شمردن است پند مهربان ناصح را و فريب خوردن بشيرينى مدح ستايش كننده نهان كننده دشمنى را، «بودن بزرگترين بديها در اين معنى» ظاهر است، زيرا كه كسى كه سبك شمارد پند مهربان ناصح را و فريب خورد بشيرينى مدح كننده خود را خوب داند و بصدد اصلاح حال خود در نيايد و در بدى ماند تا وقتى كه فرصت فوت شود و مراد به «نهان كردن ستايش كننده دشمنى را» اين است كه همين معنى كه ستايش او كند بچيزى چند كه در او نباشد و او را فريب دهد يا كارهاى بد او را تحسين كند در حقيقت دشمنى نهانى است با او هر چند دشمنى ديگر با او در دل نداشته باشد، و در بعضى[٢] نسخهها «اكثر» بثاى سه نقطه است و بنا بر اين
[١] - ترجمه« مولم» كه( بدرد آورنده) باشد سهوا از قلم شارح( ره) افتاده است.
[٢] - از عبارت« و در بعضى نسخهها» تا آخر تنها در نسخه كتابخانه مسجد سپهسالار است.