شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٤ - ٢٥٦٢ اتقوا غرور الدنيا فانها تسترجع ابدا ما خدعت به من المحاسن و تزعج المطمئن اليها و القاطن
٢٥٦١ انظروا الى الدنيا نظر الزاهدين فيها الصارفين عنها، فانها و الله عما قليل تزيل الثاوى الساكن و تفجع المترف الآمن.
نگاه كنيد بسوى دنيا نگاه كردن جمعى كه بىرغبتند در آن و برگرداندهاند خود را از آن، پس بدرستى كه آن قسم بخدا پس از اندك وقتى زايل كند اقامت كننده ساكن را، و دردناك گرداند مترف أيمن را، يعنى بعد از اندك وقتى زايل و فانى گرداند كسى را كه اقامت كرده باشد در آن و ساكن باشد در آن، و دردناك گرداند «مترف» را يعنى كسى را كه هميشه در تنعم باشد و منع كرده نشود از آن، و «ايمن» يعنى ايمن از نزول بلا و مصيبت باو، باعتبار اين كه هرگز نرسيده باشد باو و مراد اين است كه نهايت مرتبه دنيا اين است كه كسى در آن چنين باشد و چنين كسى نيز بعد از اندك وقتى دردناك گردد بموت و عقبات بعد از آن پس كسى را كه اندك عقلى باشد رغبت بآن نكند.
٢٥٦٢ اتقوا غرور الدنيا فانها تسترجع ابدا ما خدعت به من المحاسن و تزعج المطمئن اليها و القاطن.
بپرهيزيد از فريب دنيا پس بدرستى كه آن پس مىگيرد آنچه را فريب دهد بآن از نيكوئيها، و بر ميكند از جاى خود كسى را كه آرام گرفته باشد بسوى آن و ساكن شده باشد در آن، «پس گرفتن دنيا آنچه را فريب دهد بآن» ظاهر است چه نعمتهاى دنيا بمرگ البته خود زايل شود اگر از راه ديگر نشود پس گوئيا دنيا آنها را كه داده پس گيرد[١].
[١] - در اين باب نيكو گفتهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|