شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٧ - ٢٤٤٨ أخرج من مالك الحقوق و أشرك فيه الصديق و ليكن كلامك فى تقدير و همتك فى تفكير تأمن الملامة و الندامة
٢٤٤٧ الزم الصمت يلزمك النجاة و السلامة و الزم الرضا يلزمك الغناء و الكرامة.
لازم باش خاموشى را و جدا مشو از آن تا لازم باشد ترا رستگارى و سلامتى و جدا نشوند از تو، و لازم باش رضا و خشنودى را يعنى به آن چه قسمت و نصيب تو باشد تا اين كه لازم باشد ترا توانگرى و گرامى بودن، زيرا كه كسى كه خشنود باشد بنصيب و قسمت خود، طمع و طلب از كسى نكند پس مانند توانگران بىنياز است از مردم پس گويا توانگرست، و ظاهر است كه چنين شخصى عزيز و گرامى باشد.
٢٤٤٨ أخرج من مالك الحقوق و أشرك فيه الصديق و ليكن كلامك فى تقدير و همتك فى تفكير تأمن الملامة و الندامة.
بيرون كن از مال خود حقها را، و شريك گردان در مال خود دوست را، و بايد كه بوده باشد سخن تو در اندازه، و همت تو در فكر كردن تا ايمن باشى از سرزنش و پشيمانى، مراد از «حقها» حقهائى است كه حق تعالى بر اين كس واجب كرده اداى آنها را مثل زكاة و خمس و انفاق بر جمعى كه واجب النفقه اين كس باشند، و همچنين حقوق مردم كه در ذمه اين كس باشد، «و بوده باشد سخن تو در اندازه» يعنى بقدرى باشد كه زياد نباشد كه مردم گويند كه: پرگوست، و كم نيز نباشد كه كوتاهى كند از بيان مراد و مردم گويند كه، عاجز است، و مراد به «فكر» فكر در مسائل دينيه است يا فكر در آنچه باعث اصلاح احوال اين كس و سبب رستگارى او باشد در آخرت، و در بعضى نسخهها «و صمتك» بدل «و همتك» واقع شده و بنا بر اين ترجمه اين است كه: «و خاموشى تو در فكر كردن» و اين انسب است بمقابله با كلام.