شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٧ - تُوَقِّرُوهُ (فتح/ ٩ )
وقار: (نوح/ ١٣.) *
به معنى «سنگينى و عظمت» (سنگينى حركات، توأم با آرامش و حلم) است، در اين آيه مىخوانيم:
در آيۀ مذكور، «ترجون» از مادۀ «رجاء» به معنى اميد است كه گاه توأم با خوف و ترس مىباشد و مجموع جمله به اين معنى است كه چرا شما در برابر عظمت خدا خاضع نيستيد و نمىترسيد؟
ريشۀ اصلى وقار از «وقر» است و «وقر» در قرآن بيشتر به معنى «سنگينى گوش» به كار رفته، چنانكه در آيات ٢٥ سورۀ انعام و ٤٦ سورۀ اسراء و ٥٧ سورۀ كهف دربارۀ مشركان مىخوانيم:
بنابراين «وقر» (بر وزن جبر) به معنى سنگينى است كه در گوش پديد مىآيد و امّا «وقر» (بر وزن فكر) به معنى «بار سنگين» است، چنانكه در آيۀ ٢ سورۀ ذاريات مىخوانيم:
فَالْحٰامِلاٰتِ وِقْراً
و ق ع
وَقَعَ : (نساء/ ١٠٠.) ●
مصدرش «وقوع» و معنى آن برحسب مورد و مقام متفاوت است، مثلا در آيۀ مورد
(*) مٰا لَكُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً. نوح/ ١٣.
(●) ... فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اَللّٰهِ... «پاداش او بر خدا لازم شده است» نساء/ ١٠٠.