شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٧ - وَ لْيَتَلَطَّفْ (كهف/ ١٩ )
بنابراين مىتوان براى «لطيف» دو معنى ذكر كرد: يكى همان كه در بالا گفتيم، يعنى صاحب لطف و محبت و مرحمت و ديگر آگاه بودن از امور دقيق و پنهانى.
البته ميان اين دو معنى نه تنها تناقضى نيست، بلكه مكمل يكديگرند، لطيف كسى است كه هم از نظر آگاهى كامل باشد و هم از نظر لطف و محبت در حق بندگان
و از آنجا كه خداوند هم بخوبى از نيازهاى بندگانش آگاه است و هم به بهترين وجه به نيازهايشان پاسخ مىگويد از همهكس براى اين نام شايستهتر است.
واژۀ «لطيف» هنگامى كه دربارۀ اجسام به كار مىرود به معنى سبكى در مقابل سنگينى و هنگامى كه دربارۀ حركات (حركت لطيفه) به كار مىرود به معنى يك حركت كوچك و زودگذر و گاهى در مورد موجودات و كارهاى بسيار دقيق و باريك كه با حسّ قابل درك نيستند گفته مىشود و اگر خدا را به عنوان لطيف توصيف مىكنيم نيز به همين معنى است، يعنى او خالق اشياء ناپيدا و داراى افعالى است كه از محيط قدرت استماع بيرون است، بسيار باريكبين و فوق العاده دقيق مىباشد.
حديث جالبى در اين زمينه از «فتح بن يزيد جرجانى» از امام على بن موسى الرضا (ع) نقل شده كه يك معجزۀ علمى محسوب مىشود؛ حديث چنين است كه امام مىفرمايد:
اينكه مىگوييم خداوند لطيف است به خاطر آن است كه مخلوقات لطيف آفريده و به خاطر اين است كه از اشياء لطيف و ظريف و ناپيدا آگاه است. آيا آثار صنع او را در گياهان لطيف و غيرلطيف نمىبينى؟ و همچنين در مخلوقات و حيوانات كوچك و حشرات ريز و چيزهايى كه از آن هم كوچكتر است، موجوداتى كه به چشم هرگز نمىگنجند و ازبس كوچكند كه نر و ماده و تازه و كهنۀ آنها شناخته نمىشود، هنگامى كه اينگونه موضوعات را مشاهده مىكنيم... و اينكه موجوداتى هستند كه هرگز چشم ما آنها را نمىبيند و با دست خود نمىتوانيم آنها را لمس كنيم، از همۀ اينها مىفهميم كه آفرينندۀ آنها، لطيف است١
(١) اصول كافى، ج ٩٣/١.