شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٠ - هشيم (قمر/ ٣١ )
ه ش ش
أَهُشُّ : (طه/ ١٨.) ●
از مادّۀ «هش» (به فتح هاء) به معنى زدن بر برگ درختان و ريختن آن است و بهطورى كه راغب در كتاب مفردات مىگويد، مختص جنباندن چيزهاى نرم است، مانند زدن و تكان دادن برگ درختان با چوبدستى يا عصا.
خداوند هنگامى كه از موسى (ع) سؤال كرد: «چهچيز در دست راست تو است؟» موسى در پاسخ «گفت: اين قطعه چوب عصاى من است، بر آن تكيه مىكنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرومىريزم و نيازهاى ديگرى را برطرف مىكنم» طه/ ١٨.
موسى در اين پاسخ مىخواست با محبوب خود بيشتر سخن بگويد و فكر مىكرد تنها گفتن «اين عصاى من است» كافى نباشد لذا به بازگو كردن آثار و فوايد آن پرداخت. (ج ١٧٨/١٣.)
ه ش م
هشيم : (قمر/ ٣١.) ○
از مادّۀ «هشم» (بر وزن خشم) در اصل به معنى «شكستن اشياء سست» است، مانند گياهان، لذا به گياهان خردشده كه صاحبان گوسفندان براى آنها مىكوبند و آماده مىكنند گفته مىشود و گاه به گياهان خشكى تفسير شده كه زير دستوپاى حيوانات در آغل كوبيده مىشود، در آيۀ ٤٥ سوره كهف آمده است:
(●) قٰالَ هِيَ عَصٰايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهٰا وَ أَهُشُّ بِهٰا عَلىٰ غَنَمِي وَ لِيَ فِيهٰا مَآرِبُ أُخْرىٰ. طه/ ١٨.
(○) إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وٰاحِدَةً فَكٰانُوا كَهَشِيمِ اَلْمُحْتَظِرِ. «ما فقط يك صيحه (صاعقه عظيم) بر آنها فرستاديم و به دنبال آن همگى به صورت گياه خشكى درآمدند كه صاحب چهارپايان در آغل جمعآورى مىكند» قمر/ ٣١.