شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٠ - و ع ظ
مخفى ماندن تاريخ قيامت، حتّى بر شخص پيامبر اسلام (ص) به خاطر آن است كه خداوند مىخواهد مردم يك نوع آزادى عمل توأم با حالت آماده باش دائمى داشته باشند، چرا كه اگر تاريخ قيامت تعيين مىشد هرگاه زمانش دور بود همه در غفلت و غرور و بيخبرى فرومىرفتند و هرگاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبۀ اضطرارى پيدا كند و در هردو صورت هدفهاى تربيتى انسان عقيم مىماند، به همين دليل تاريخ قيامت از همه مكتوم است. (ج ٢٢٣/١٠، ج ٩٤/١٨-٩٥.)
و ع ظ
أَ وَعَظْتَ : (شعراء/ ١٣٦.) *
از مادۀ «وعظ» (و موعظة) گرفته شده و آنچنان كه در مفردات آمده «موعظه» به معنى «نهى آميخته به تهديد» است (پند دادن توأم با ترسانيدن)، ولى ظاهرا معنى موعظه از اين وسيعتر است، همانگونه كه از «خليل» دانشمند معروف عرب در همان كتاب مفردات نقل شده:
موعظه عبارت از تذكر دادن نيكيهاست كه توأم با رقت قلب باشد و در واقع هرگونه اندرزى است كه در مخاطب تأثير بگذارد، او را از بديها بترساند و يا قلب او را متوجۀ نيكيها گرداند.
البته مفهوم اين سخن آن نيست كه هر موعظهاى بايد تأثير داشته باشد، بلكه منظور آن است كه در قلبهاى آماده بتواند چنين اثرى بگذارد، چنانكه آيۀ ٥٧ سورۀ يونس، تمام انسانهاى جهان را مخاطب ساخته، مىگويد:
«اى مردم از سوى پروردگارتان، موعظه و اندرزى براى شما آمد» و يا در آيۀ ٤٦ سورۀ سباء مىخوانيم:
(*) قٰالُوا سَوٰاءٌ عَلَيْنٰا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ اَلْوٰاعِظِينَ. «آنها (قوم عاد) گفتند: براى ما تفاوت نمىكند چه ما را اندرز بدهى يا ندهى (بيهوده خود را خسته مكن)» شعراء/ ١٣٦.