شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٨ - ه م د
ه ل م
هَلُمَّ : (انعام/ ١٥٠.) ○
اسم فعل است و به دو معنى آمده: ١ - بياوريد ٢ - بياييد (تعال) و اين واژه دوبار در قرآن به كار رفته (انعام/ ١٥٠، احزاب/ ١٨).
آنچنان كه راغب در مفردات مىگويد: عدهاى «هلم» را اصل لغت مىدانند كه در مذكر و مؤنث و تثنيه و جمع همينطور به كار مىرود و اين عقيدۀ علماى حجاز است و عدهاى گفتهاند به صورت تثنيه و جمع و مؤنث نيز به كار رفته (هلما؛ هلموا؛ هلمى).
در آيۀ مورد بحث به شكل متعدى آمده:
ه م د
هٰامِدَةً : (حج/ ٥.) *
مصدرش «همود» در اصل به معنى آتشى است كه خاموش شده و به زمينى كه گياهانش خشكيده و بىحركت مانده «هامدة» گفته مىشود. بعضى گفتهاند «هامدة» به حالتى گفته مىشود كه حدّ فاصل ميان مرگ و حيات است.
معانى فوق دربارۀ «هامدة» عينا در مفردات راغب و تفسير فى ظلال آمده است. (ج ٢٠/١٤.)
(○) قُلْ هَلُمَّ شُهَدٰاءَكُمُ اَلَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اَللّٰهَ حَرَّمَ هٰذٰا... «بگو گواهان خود را كه گواهى مىدهند خداوند اينها را (حيوانات و زراعتها را) حرام كرده است، بياوريد» انعام/ ١٥٠.
(*) ... وَ تَرَى اَلْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْهَا اَلْمٰاءَ اِهْتَزَّتْ... «زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مىبينى، امّا هنگامى كه باران را بر آن فرومىفرستيم به حركت درمىآيد» حج/ ٥.