شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٠ - وَلِيُّ (بقره/ ٢٥٧ )
يا مىتوان گفت كه «ولى» سرپرستى است براى جلب منفعت و «نصير» براى دفع مضرّت است و يا اينكه «ولى» به كسى گفته مىشود كه مستقلا به دفاع برمىخيزد و «نصير» كسى است كه در كنار خود انسان قرار مىگيرد و او را يارى مىدهد و به عبارتى ديگر:
«ولى» تمام كار را بر عهده مىگيرد، ولى «نصير» كسى است كه انسان را كمك مىدهد تا به مقصود خود برسد، امّا اين كافران در قيامت نه ولييى دارند و نه نصيرى. (ج ٢٤١/١٦، ج ٤٣٩/١٧، ج ٤٤٤/٢٠.)
أَوْلِيٰاءَ : (يونس/ ٦٢.) *
جمع «ولى» در اصل از مادۀ «ولى يلى» (ولايت) گرفته شده كه به معنى نبودن واسطه ميان دو چيز و نزديكى و پىدرپى بودن آنهاست. به همين دليل به هرچيزى كه نسبت به ديگرى قرابت و نزديكى داشته باشد، خواه از نظر مكان يا زمان يا نسب و يا مقام، «ولى» گفته مىشود. استعمال اين كلمه به معنى «سرپرست» و «دوست» و مانند اينها نيز از همين جاست.
بنابراين، اولياى خدا كسانى هستند كه ميان آنان و خدا حايل و فاصلهاى نيست، حجابها از قلبشان كنار رفته و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك، خدا را با چشم دل چنان مىبينند كه هيچگونه شك و ترديدى به دلهايشان راه نمىيابد و به خاطر همين آشنايى با خدا كه وجود بىانتها و قدرت بىپايان و كمال مطلق است، ماسواى خدا در نظرشان كوچك و كمارزش و ناپايدار و بىمقدار است.
كسى كه با اقيانوس آشناست، قطره در نظرش ارزشى ندارد و كسى كه خورشيد را مىبيند نسبت به يك شمع بىفروغ، بىاعتناست.
(*) أَلاٰ إِنَّ أَوْلِيٰاءَ اَللّٰهِ لاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ. «آگاه باشيد، اوليا (و دوستان) خدا نه ترسى دارند و نه غمگين مىشوند» يونس/ ٦٢.