شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٠ - لباس تقوا (اعراف/ ٢٦ )
بههرحال، آنچه بعضى از جاهلان و ناآگاهان پنداشتهاند كه تقيه مخصوص مذهب شيعه است يا تقيه نشانۀ ضعف و زبونى است، كاملا بىاساس و دور از منطق است، تقيه در تمام مكتبها بدون استثنا وجود دارد و در همۀ دنيا معمول است كه اقليتهاى مجاهد و مبارز، براى واژگون كردن اكثريّتهاى خودكامۀ ستمگر و متجاوز، غالبا از روش «استتار» استفاده مىكنند، جمعيّت زيرزمينى تشكيل مىدهند، برنامههاى سرّى دارند و بسيار مىشود كه خود را به لباس ديگران درمىآورند و حتّى به هنگام دستگير شدن سخت مىكوشند كه واقع كار آنها مكتوم بماند تا نيروهاى گروه خود را بيهوده از دست ندهند و براى ادامۀ مبارزه ذخيره كنند.
هيچ عقلى اجازه نمىدهد كه در اينگونه شرايط، مجاهدانى كه در اقليت هستند، علنا و آشكارا خود را معرفى كنند و به آسانى از طرف دشمن شناسايى و نابود شوند.
به همين دليل، تقيه قبل از آنكه يك برنامۀ اسلامى باشد يك روش عقلانى و منطقى براى همۀ انسانهايى است كه در حال مبارزه با دشمن مىباشند.
در روايات اسلامى، تقيه به يك سپر دفاعى، تشبيه شده است، چنانكه امام صادق (ع) فرموده: «تقيه سپر مؤمن است و تقيه وسيلۀ حفظ مؤمن است١
(توجه داشته باشيد كه تقيه در اينجا تشبيه به سپر شده و سپر ابزارى است كه تنها در ميان جنگ و مبارزه با دشمن براى حفظ نيروهاى انقلابى از آن استفاده مىشود).
و اگر مىبينيم در احاديث اسلامى، تقيه نشانۀ دين و علامت ايمان، و ٩ قسمت از مجموع ده قسمت دين شمرده شده است همه به خاطر همين است.
نكتهاى كه بايد كاملا به آن توجه داشت اين است كه تقيه در همهجا يك حكم ندارد، بلكه گاهى واجب و گاهى حرام و زمانى نيز مباح مىباشد، وجوب تقيه در صورتى است كه بدون فايدۀ مهمّى جان انسان به خطر بيفتد، امّا در موردى كه تقيه، موجب ترويج باطل و گمراه ساختن مردم و تقويت ظلم و ستم شود و يا به جاى اينكه سبب حفظ نيروها شود
(١) وسائل الشيعه، ج ١١ /حديث ٦ (باب ٢٤).