شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٧ - كفات (مرسلات/ ٢٥ )
آيۀ مورد بحث، اوصاف خدا را به مرحلۀ كمال رسانده، مىفرمايد: «و براى او هرگز احدى شبيه و مانند نبوده است» (١
مطابق اين آيه تمام عوارض مخلوقين و صفات موجودات و هرگونه نقص و محدوديت، از ذات پاك او منتفى است. اين همان توحيد ذاتى و صفاتى است، در مقابل توحيد عددى و نوعى.
بنابراين، او نه شبيهى در ذات دارد، نه مانندى در صفات و نه مثلى در افعال و از هر نظر بىنظير و بىمانند است.
امير مؤمنان على (ع) در يكى از خطبههاى نهج البلاغه مىفرمايد: «لم يلد» فيكون مولودا، «و لم يولد» فيصير محدودا... «و لا كف له» فيكافئه، «و لا نظير له» فيساويه. «او كسى را نزاد كه خود نيز مولود باشد و از كسى زاده نشد تا محدود گردد... مانندى ندارد تا با او همتا گردد، و شبيهى براى او تصور نمىشود تا با او مساوى باشد»٢
اين تفسير جالبى است كه عاليترين دقايق توحيد را بازگو مىكند. (ج ٤٤٢/٢٧ - ٤٤٣.)
ك ف ت
كفات: (مرسلات/ ٢٥.) ●
بر وزن «كتاب» و «كفت» (بر وزن كشف) به معنى «جمع كردن و ضميمه كردن چيزى به يكديگر» است و به پرواز سريع پرندگان نيز «كفات» گفته مىشود، چرا كه به هنگام پرواز سريع، بالها را جمع مىكند تا با سرعت بيشترى هوا را بشكافد و به پيش رود.
(١) احد، اسم «كان» و «كفو» خبر آن است.
(٢) نهج البلاغه، خطبۀ ١٨٦.
(●) أَ لَمْ نَجْعَلِ اَلْأَرْضَ كِفٰاتاً، أَحْيٰاءً وَ أَمْوٰاتاً. «آيا زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم؟ هم در حال حياتشان و هم مرگشان» مرسلات/ ٢٥-٢٦.