شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٤ - مهد (آل عمران/ ٤٦ )
در آيۀ ١٠ سورۀ زخرف مىخوانيم:
با توجه به معنى «مهد» كه در بالا متذكر شديم، خداوند در آيۀ فوق زمين را گاهوارۀ انسان قرار داده است و در حالى كه چندين نوع حركت دارد در پرتو قانون جاذبه و قشر عظيم هوايى كه آن را از هرسو فراگرفته و نيز عوامل گوناگون ديگر، چنان آرام است كه ساكنان آن كمترين ناراحتى احساس نمىكنند و مىدانيم نعمت آرامش و امنيت پايۀ اصلى بهرهگيرى از نعمتهاى ديگر است. بديهى است اگر اين عوامل مختلف دستبهدست هم نمىدادند هرگز اين آرامش وجود نداشت. (ج ٤١٥/٢، ج ٥٢/١٣، ج ١٦/٢١ - ١٧.)
مهاد : (رعد/ ١٨.) *
جمع «مهد» (بر وزن عهد) به معنى آماده و مهيا كردن و نيز به معنى «بستر» است كه انسان به هنگام استراحت و آرامش از آن استفاده مىكند. ذكر اين كلمه در آيۀ مورد بحث اشاره به آن است كه طغيانگران به جاى اينكه در بستر استراحت بيارامند بايد روى شعلههاى آتش سوزان قرار گيرند، چنانكه در آيۀ ٤١ سورۀ اعراف مىخوانيم:
كلمۀ «مهاد» جمعا ٧ بار در قرآن مجيد آمده است كه يك بار آن به شكل «مهادا» مىباشد. (ج ١٧٢/٦، ج ١٨٠/١٠، ج ٣٢٠/١٩، ج ١٦/٢٦.)
(*) ... وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمِهٰادُ. «و جايگاه آنها دوزخ است و چه بد جايگاهى است» رعد/ ١٨.