شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٩ - يَلْعَبُونَ (دخان/ ٩ )
ل ظ ى
تَلَظّٰى : (الليل/ ١٤.) ○
در اصل «تتلظى» بوده كه يكى از دو «تا» براى تخفيف افتاده است. اين واژه از مادّۀ «لظى» (بر وزن قضا) به معنى «شعلۀ خالص» است و مىدانيم شعلههاى خالص و خالى از هرگونه دود، گرما و حرارت بيشترى دارد و گاه واژۀ «لظى» به خود جهنم نيز اطلاق شده است، چنانكه در آيۀ ١٥ سورۀ معارج مىخوانيم:
كلمۀ «كلاّ» براى ردع و منع است، يعنى هرگز چنين نيست، هيچ فديه و فدايى پذيرفته نمىشود كه مجرم را نجات دهد و آن شعلههاى سوزان آتش بر او شعلهور است، بنابراين به زبانۀ آتش خالص «لظى» گفته مىشود و از اين ماده فقط اين دو كلمه در قرآن مجيد آمده است. (ج ٢٤/٢٥، ج ٨٠/٢٧.)
ل ع ب
يَلْعَبُونَ : (دخان/ ٩.) ●
از مادّۀ «لعاب» (بر وزن غبار) به گفته راغب به معنى «آب دهان» است به هنگامى كه راه مىافتد و از آنجا كه انسان موقع بازى و شوخى هدف مهمّى از كار خود ندارد تشبيه به بزاق شده است كه بىاراده از دهان بيرون مىريزد و به همين خاطر به مزاح و شوخى و نيز بازى كودكان و كارهاى بيهوده كه غرض صحيحى در انجام آن نيست «لعب» (بر وزن لزج) اطلاق شده است. (ج ٤٣٦/٤، ج ٢٠٧/٥، ج ١٥٨/٢١ و ٤٩٣.)
(○) فَأَنْذَرْتُكُمْ نٰاراً تَلَظّٰى. «و من شما را از آتشى كه زبانه مىكشد بيم مىدهم» الليل/ ١٤.
(●) بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ. «بلكه آنها درشكّند و (با حقايق) بازى مىكنند» دخان/ ٩.