شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٤٣ - ك ى
ك و ى
تُكْوىٰ : (توبه/ ٣٥.) ●
راغب در كتاب مفردات مىگويد: كويت الدابة بالنار كيا. «حيوان را با آتش علامتگذارى و داغ كردم» (كوى، يكوى، كيّا) به معنى «داغ كردن پوست حيوان و غير آن با آهن و غيره».
آيۀ مورد بحث دربارۀ كيفر و مجازات ثروتاندوزان است، آنها كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره و پنهان مىسازند و در راه خدا انفاق نمىكنند، روزى فراخواهد رسيد كه اين سكهها را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته مىكنند (فتكوى) و پيشانى و پهلو و پشتهايشان را با آن داغ خواهند كرد.
انتخاب اين سه عضو (پيشانى، پهلو و پشت) براى داغ كردن، از ميان تمام اعضاى بدن، به نقل از ابو ذر به خاطر آن است كه حرارت سوزان در فضايى كه در پشت اين سه نقطه قرار دارد نفوذ مىكند و تمام وجود آنها را فرامىگيرد. (ج ٤٠١/٧-٤٠٢.)
ك ى
كَيْ : (طه/ ٣٣.) *
بهطورى كه راغب در كتاب مفردات آورده، واژۀ «كى» (بدون تشديد) به معنى «براى اينكه، تا اينكه» است و نيز علتى براى انجام كارى، مثلا اگر بگويند: لم فعلت؟ يعنى چرا
(●) يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا فِي نٰارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوىٰ بِهٰا جِبٰاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ... «در آن روز كه آنها را (سكهها را) در آتش جهنم گرم و سوزان كرده و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مىكنند...» توبه / ٣٥.
(*) كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً. «تا تو را بسيار تسبيح گوييم» طه/ ٣٣.