شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٣ - ك م ه
فخر رازى در تفسير خود «اكمام» را به پوستهاى تفسير مىكند كه ميوه در آن قرار دارد.
بعضى از مفسران نيز آن را به عنوان وعاء الثمرة (ظرف ميوه) تفسير كردهاند١
ظاهر اين است كه همۀ اين تفسيرها به يك معنى بازمىگردد.
آرى اوست كه مىداند كدامين نطفه در كدامين رحم و در چه زمانى منعقد مىشود و كى متولد مىگردد و كدام ميوه بارور مىشود و چه زمانى غلاف و پوستۀ خود را مىشكافد و سر بيرون مىآورد.
در آيۀ ١١ سورۀ الرّحمن، واژۀ «اكمام» نيز به همان معنى فوق آمده است، آنجا كه مىفرمايد:
ك م ه
أكمه: (آل عمران/ ٤٩.) *
به معنى «كور مادرزاد» و گاهى در مطلق كور استعمال مىشود و اين كلمه دوبار در قرآن مجيد به كار رفته و هردو دربارۀ معجزات عيسى (ع) است كه كور مادرزاد را بهبود بخشيده است.
بعضى از مفسران (مانند نويسنده المنار) اصرار دارند كه كارهاى اعجازآميزى را كه قرآن صريحا براى مسيح ذكر كرده، به نوعى توجيه كنند، مثلا بگويند عيسى تنها ادعا كرد كه من مىتوانم به فرمان خدا چنين كارى را انجام دهم، ولى عملا انجام نداد، در حالى كه
(١) تفسير الميزان، تفسير مراغى.
(*) ... وَ أُبْرِئُ اَلْأَكْمَهَ وَ اَلْأَبْرَصَ... «و كور مادرزاد و مبتلايان به برص (پيسى) را بهبود مىبخشم» آل عمران / ٤٩.