شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٦ - ه ر ن
ه ر ن
«هٰارُونَ» : (طه/ ٣٠.) *
(من اعلام القرآن) بنا به گفتۀ بعضى از مفسران، «هارون**١
ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسىٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآيٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِينٍ
«هارون» داراى نور و روشنايى باطنى و وسيلۀ تشخيص حق از باطل بود:
بالاخره او پيامبرى بود كه خداوند از باب رحمتش به موسى بخشيد:
او دوشبهدوش برادرش موسى (ع) در انجام اين رسالت سنگين، تلاش مىكرد.
اگرچه موسى (ع) در آن شب تاريك، در آن وادى مقدس كه اين تقاضا را از خدا به هنگام دريافت رسالت مىكند بيش از ده سال از وطن خود دور مانده بود، ولى قاعدة ارتباطش بهطور كامل از برادرش در اين مدت قطع نشده بود كه با اين صراحت و روشنى از او سخن مىگويد و از درگاه خدا تقاضاى شركت او را در اين برنامۀ بزرگ مىكند.
موسى با تعيين هارون به وزارت و معاونت خويش به پروردگار عرض مىكند «خداوندا
(*) وَ اِجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي، هٰارُونَ أَخِي. «(موسى عرض كرد) وزيرى از خاندانم براى من قرار ده، برادرم هارون را» طه/ ٢٩-٣٠.
(**) نام «هارون» بيست بار در قرآن تكرار شده است. «المعجم الاحصائى، ج ١٦١١/٣».
(١) مجمع البيان، ذيل آيه.