شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٧ - و ر د
تراث : (فجر/ ١٩.) ●
در اصل «وراث» (بر همان وزن) بوده، سپس واو آن تبديل به تا شده است و به معنى «ارث» است (مالى كه از مرده براى ورثه باقى مىماند)، همچنين واژۀ «ميراث» (در اصل «موراث» به كسر ميم بوده كه واو آن تبديل به ياء شده) به همان معناست
اين تعبير از آن نظر است كه نه تنها اموال و ثروتهاى روى زمين، بلكه آنچه در تمام آسمانها و زمين وجود دارد به ذات پاك او برمىگردد، همۀ خلايق مىميرند و خداوند وارث همۀ آنهاست. (ج ٣١٩/٢٣، ج ٤٦٦/٢٦.)
و ر د
وَرَدَ : (قصص/ ٢٣.) *
از مادۀ «ورود» به معنى «رسيدن و داخل شدن» است و در اصل، حركت به طرف آب و نزديك شدن به آن است ولى بعدا به هر نوع داخل شدن اطلاق شده و تفاوت آن با «دخول» آن است كه «ورود» رسيدن و نزديك به داخل شدن است، چنانكه در آيۀ ٩٨ سورۀ هود مىخوانيم:
(●) وَ تَأْكُلُونَ اَلتُّرٰاثَ أَكْلاً لَمًّا. «و ميراث را (از طريق مشروع و نامشروع) جمع كرده مىخوريد» فجر / ١٩.
(*) وَ لَمّٰا وَرَدَ مٰاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ اَلنّٰاسِ يَسْقُونَ... «و هنگامى كه (موسى) به (چاه) آب مدين رسيد گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مىكنند» قصص/ ٢٣.