شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧٣ - أيقاظ (كهف/ ١٨ )
«كدوبنى بر او رويانديم»
بايد توجه داشت كه «شجرة» در لغت عرب، هم به نباتاتى گفته مىشود كه داراى شاخه و ساقه است و هم بدون ساقه و شاخه - و به تعبير ديگر اعم از درخت و گياه است، حتى در اينجا حديثى از پيامبر گرامى (ص) نقل كردهاند كه شخصى به آن حضرت عرض كرد: انّك تحبّ القرع. «شما كدو را دوست داريد» فرمود: اجل هى شجرة اخى يونس. «آرى آن گياه برادرم يونس است١
مىگويند: كدوبن علاوه بر اينكه برگهاى پهن و پرآبى دارد و مىتوان از آن سايبان خوبى تهيه كرد، مگس نيز بر برگهاى آن نمىنشيند و يونس به خاطر توقف در شكم ماهى، پوست تنش آنقدر نازك و حسّاس شده بود كه از نشستن حشرات بر آن رنج مىبرد، او اندام خود را با اين كدوبن پوشانيد تا هم از سوزش آفتاب در امان باشد و هم از حشرات. (ج ١٥٩/١٩.)
ى ق ظ
أيقاظ: (كهف/ ١٨.) ○
به فتح همزه، جمع «يقظ» (به فتح اول و كسر دوم) به معنى «بيداران» از مادۀ «يقظ» (بر وزن مغز) به معنى «بيدار شدن» و نقطۀ مقابل ايقاظ، «رقود» است به معنى «خفتگان» و هر دو واژه در آيۀ مورد بحث به كار رفته و توصيف حال اصحاب كهف در غار است كه چون به آنها نگاه مىكردى چنين مىپنداشتى كه بيدارند، در حالى كه به خواب فرورفتگان بودند،
(١) روح البيان، ج ٤٨٩/٧.
(○) وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقٰاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ... «(اگر به آنها نگاه مىكردى) مىپنداشتى كه بيدارانند، درحالىكه در خواب فرورفتگان بودند» كهف/ ١٨.