شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٤ - ك م ه
*
مسألۀ ايجاد حيات به فرمان خدا مسألۀ پيچيدهاى نيست، زيرا مىدانيم همۀ موجودات زندۀ جهان از خاك و آب بهوجود آمدهاند، منتها اين تحول و تغيير، تدريجى بوده و طى ساليان دراز بهوقوع پيوسته است، چه مانعى دارد كه خداوند همان عوامل را فشرده كند و تمام آن مراحل، بسرعت صورت گيرد و خاك تبديل به موجود زندهاى شود؟
بعلاوه اصرار و پافشارى در اينگونه توجيهات هيچ موجب و دليلى ندارد، زيرا اگر منظور انكار اعمال خارق العادۀ پيامبران باشد قرآن در موارد بسيارى به اين موضوع تصريح كرده و به فرض كه يك يا چند مورد را توجيه كنيم، بقيه چه خواهد شد؟
از اين گذشته، هنگامى كه ما خدا را حاكم بر قوانين طبيعت مىدانيم، چه مانعى دارد كه قوانين عادى طبيعت، به فرمان او، در موارد استثنائى تغيير شكل دهد و از طريق غيرعادى حوادثى بهوجود آيد. (ج ٤٢٠/٢-٤٢١، ج ١٢٤/٥.)
ك ن د
كَنُودٌ : (عاديات/ ٦.) ○
بر وزن «كبود» صيغۀ مبالغه در اصل به زمينى مىگويند كه چيزى از آن نمىرويد و به انسان «ناسپاس و بخيل» نيز اطلاق مىشود.
مفسران براى «كنود» معانى زيادى گفتهاند. ابو الفتوح رازى، حدود پانزده معنى در اين
(*) «... و هنگامى كه به فرمان من از گل چيزى به صورت پرنده مىساختى و در آن مىدميدى و به فرمان من پرندهاى مىشد...» مائده/ ١١٠.
(○) إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ. «انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش ناسپاس و بخيل است» عاديات/ ٦.