شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٤ - ك ب ك ب
«مسلما اين حوادث هولناك قيامت و دوزخ و فرشتگان عذاب، از مسائل بزرگ (و مهم) است»
كبرياء: (جاثيه/ ٣٧.) ○
به معنى «عظيمت و بزرگى» است و آن شايستۀ ذات حضرت حق است، چنانكه در آيۀ موردبحث مىخوانيم: «براى اوست كبرياء و عظمت و علو و رفعت در آسمانها و زمين و او قادر شكستناپذير و حكيم على الاطلاق است» جاثيه/ ٣٧؛ چرا كه آثار عظمتش در پهنۀ آسمانها و سراسر زمين و تمام جهان آشكار است.
در اين آيه، سخن از عظمت پروردگار آمده است كه هرقدر در آفرينش آسمانها و زمين دقت كنيم به اين حقيقت آشناتر خواهيم شد و در واقع اين آيه و آيۀ قبل، به اين نكته اشاره مىكند: له الحمد فاحمدوه، و هو ا لرب فاشكرواله، و له الكبرياء فكبروه، و هو العزيز الحكيم فاطيعوه. «حمد از آن اوست پس حمدش را بجا آوريد و پروردگار اوست پس شكرش كنيد و عظمت براى اوست پس او را تكبير گوييد و او عزيز و حكيم است، پس تنها او را اطاعت كنيد».
به اين ترتيب سورۀ جاثيه كه با توصيف خداوند به «عزيز و حكيم» آغاز شده با همين اوصاف پايان مىيابد و سراسر محتواى آن نيز گواه بر عزت و حكمت بىپايان اوست.
قابل ذكر است كه واژۀ «كبرياء» مجموعا دو بار در آيات قرآن مجيد به كار رفته، يكى در آيۀ مورد بحث (جاثيه/ ٣٧) و ديگرى در آيۀ ٧٨ سورۀ يونس●
(○) وَ لَهُ اَلْكِبْرِيٰاءُ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ. جاثيه/ ٣٧.
(●) قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَيْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَكُونَ لَكُمَا اَلْكِبْرِيٰاءُ فِي اَلْأَرْضِ... يونس/ ٧٨.
ك ب ك ب
كُبْكِبُوا : (شعراء/ ٩٤.) *
در اصل از مادّۀ «كب» است و «كب» به معنى «افكندن چيزى به صورت در گودال» آمده است و تكرار آن (كبكب)، تكرار اين سقوط را مىرساند و اين نشان مىدهد كه گمراهان به هنگام سقوط در دوزخ همانند سنگى مىباشند كه از بالاى بلندى به درهاى پرتاب مىشود، نخست به نقطهاى افتاده و از آنجا به نقطۀ ديگر تا در قعر دره قرار گيرد.
در فارسى امروز «كبكبه» به گروهى از سواران يا صداى پاى ستوران و آدميان بهطور دستجمعى گفته مىشود و كنايه از جاه و جلال و شكوه و شوكت است١
آيۀ مورد بحث و آيۀ بعد از آن از سه گروه نام برده (بتها و پرستشكنندگان بتها و لشكريان شيطان) كه همگى در دوزخ جمع مىشوند، امّا به اين صورت كه آنها را يكى پس از ديگرى به آن مىافكنند و به گفتۀ بعضى از مفسران هريكى بر روى ديگرى افكنده خواهد شد. (ج ٢٧٠/١٥.)
ك ت ب
كٰاتِبُوهُمْ : (نور/ ٣٣.) ○
از باب مفاعلة (مكاتبة) و در اصل از مادّۀ «كتابت» و ريشه اصلى آن «كتب» (بر وزن
(*) فَكُبْكِبُوا فِيهٰا هُمْ وَ اَلْغٰاوُونَ. «در اين هنگام همۀ آن معبودان با عابدان (گمراه) به دوزخ افكنده مىشوند» شعراء/ ٩٤.
(١) فرهنگ معين.
(○) ... وَ اَلَّذِينَ يَبْتَغُونَ اَلْكِتٰابَ مِمّٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ فَكٰاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً... نور/ ٣٣.