شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٣٠ - مُلْكُ (فرقان/ ٢ )
ملك : (طه/ ١١٤.) *
بر وزن الف، در لغت هم به معنى «سلطان و زمامدار» آمده و هم به معنى كسى است كه «مالك و صاحب اختيار چيزى» است (ملك كسى است كه ملك داشته، و ملك كليۀ چيزهايى است كه انسان مالك آن مىشود و در آن تصرف مىكند).
در حديثى در تفسير در المنثور از پيامبر (ص) چنين نقل شده است: «هنگامى كه كسى از بنى اسرائيل داراى همسر و خدمتكار و مركب بود، به او ملك مىگفتند»١
در آيۀ مورد بحث، ممكن است ذكر كلمۀ «حق» بعد از كلمۀ «ملك» به خاطر اين باشد كه مردم معمولا از كلمۀ «ملك» (سلطان) خاطرۀ بدى دارند و ظلم و ستم و خودكامگى از آن در ذهنشان تداعى مىشود، لذا بلافاصله مىفرمايد: «خداوند ملك بر حق است»
جمع ملك «ملوك» است، چنانكه در آيۀ ٢٠ سورۀ مائده، موسى (ع) نعمتهاى خدا را به قوم خود يادآور مىشود از جمله مىگويد: «خداوند شما را صاحب اختيار خود قرار داد»
مَلَكُوتِ : (اعراف/ ١٨٥.) ●
در اصل از ريشۀ «ملك» (بر وزن حكم) به معنى «حكومت و مالكيت» است (حاكميت
(*) فَتَعٰالَى اَللّٰهُ اَلْمَلِكُ اَلْحَقُّ... «پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حق است...» طه/ ١١٤.
(١) الميزان، ج ٣١٩/٥؛ تفسير طبرى، ج ١٠٨/٦.
(●) أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ. «آيا در حكومت و نظام آسمانها و زمين و آنچه خدا آفريده است (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟...» اعراف/ ١٨٥.