شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٣ - ك ل أ
ك ل أ
يَكْلَؤُكُمْ : (انبياء/ ٤٢.) *
از «كلاءة» به كسر كاف در مصدر، به معنى «حفظ و نگاهدارى كردن و زير نظر گرفتن» است.
آيۀ مورد بحث، خطاب به پيامبر (ص) مىگويد: «بگو چه كسى شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند رحمان حفظ و نگاهدارى مىكند؟...» انبياء/ ٤٢.
خداوند رحمان، آنقدر به شما محبت دارد كه مأموران مختلفى را براى حفظ و نگاهبانىتان قرار داده است كه اگر يك لحظه از شما جدا شوند سيل بلاها به سوى شما سرازير مىشود. (ج ٤١٤/١٣.)
ك ل ب
كلب : (كهف/ ١٨.) ○
به معنى «سگ» (حيوان پارسكننده) است و مؤنث آن «كلبة» به فتح كاف، جمع آن «اكلب» و «كلاب» و «كليب» و نيز جمع الجمع آن «اكاليب» است.
اين واژه توسعه پيدا كرده و در مورد حرص و طمع به كار رفته است، مثلا مىگويند:
هو احرص من كلب. «او از سگ حريصتر است» و يا گويند: رجل كلب. «مردى بسيار حريص»□
(*) قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهٰارِ مِنَ اَلرَّحْمٰنِ... انبياء/ ٤٢.
(○) ... وَ كَلْبُهُمْ بٰاسِطٌ ذِرٰاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ... «و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانۀ غار گشوده بود» كهف/ ١٨.
(□) مفردات راغب، مادۀ «كلب».