شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٧٥ - م١٦٤٨ ارِدٍ (صافات/ ٧ )
م ر د
مَرَدُوا : (توبه/ ١٠١.) ●
از مادّۀ «مرد» (بر وزن سرد) به معنى «طغيان و سركشى و بيگانگى مطلق» مىباشد و در اصل به معنى «برهنگى و تجرد» آمده و به همين جهت به پسرانى كه هنوز مو در صورتشان نروييده است «أمرد» مىگويند و «شجرة مرداء» يعنى درختى كه هيچ برگ ندارد و به زمين بىگياه نيز اطلاق شده است و «مارد» به معنى شخص سركش و متمرّد است كه بكلى از اطاعت فرمان خارج شده است.
بعضى از مفسران و اهل لغت اين ماده را به معنى «تمرين» نيز گفتهاند (از جمله در تاج العروس و قاموس، تمرين يكى از معانى آن ذكر شده است) و اين شايد به خاطر آن باشد كه تجرد مطلق از چيزى و خروج كامل از آن بدون ممارست و تمرين ممكن نيست. (ج ١١٢/٨.)
مٰارِدٍ : (صافات/ ٧.) ○
از مادّۀ «مرد» (بر وزن سرد) به معنى «متمرّد و سركش» است و يكى ديگر از معانى آن «برهنگى و تجرد» است و لذا به سرزمين بلندى كه خالى از هرگونه گياه باشد و نيز به درختى كه از برگ برهنه شود و همچنين به نوجوانى كه هنوز مو در صورتش نروييده است «أمرد»
(●) ... وَ مِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى اَلنِّفٰاقِ... «و از اهل خود مدينه گروهى هستند كه نفاق را تا سرحد سركشى و طغيان رسانده و سخت به نفاق پايبندند و در آن صاحب تجربهاند» توبه/ ١٠١.
(○) وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطٰانٍ مٰارِدٍ. «ما آن را (آسمان را) از هر شيطان خبيث و عارى از خير و نيكى حفظ كرديم» صافات/ ٧.