شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩ - كِت١٦٤٨ ابٌ حَفِيظٌ (ق/ ٤ )
«امّ الكتاب» نزد اوست». از اين قرار است:
گرچه جملۀ
تحقق موجودات و حوادث مختلف جهان دو مرحله دارد: يكى مرحلۀ قطعيت كه هيچگونه دگرگونى در آن راه ندارد (و در آيۀ فوق از آن اشاره به امّ الكتاب «كتاب مادر» شده است) و ديگرى مرحلۀ غيرقطعى، به تعبير ديگر «مشروط» است كه در اين مرحله دگرگونى در آن راه دارد و از آن تعبير به مرحلۀ محو و اثبات مىشود.
گاهى نيز از اين دو، تعبير به «لوح محفوظ» و «لوح محو و اثبات» مىشود، گويى در يكى از اين دو لوح، آنچه نوشته شده است به هيچوجه دگرگونى در آن راه ندارد و كاملا محفوظ است و امّا ديگرى ممكن است، چيزى در آن نوشته شود و سپس محو گردد و به جاى آن چيز ديگرى نوشته شود.
و امّا حقيقت امر اين است كه گاهى يك حادثه را با اسباب و علل ناقصۀ آن در نظر مىگيريم، مثلا سمّ كشندهاى را كه مقتضاى طبيعتش نابود كردن يك انسان است مورد توجه قرار مىدهيم و مىگوييم هركس آن را بخورد ميميرد، بىخبر از اينكه اين سمّ يك «ضد سمّ» هم دارد كه اگر پشت سر آن بخورند اثرش را خنثى مىكند.
ملاحظه مىكنيد در اينجا اين حادثه يعنى «مرگ به خاطر خوردن سمّ» جنبۀ قطعى ندارد و به اصطلاح جاى آن «لوح محو و اثبات» است كه تغيير و دگرگونى با توجه به حوادث ديگر در آن راه دارد.
ولى اگر حادثه را با علت تامهاش، يعنى وجود مقتضى، و اجتماع همه شرايط و از ميان رفتن همۀ موانع، در نظر بگيريم (در مثال بالا، سمّ را با نخوردن ضد سمّ توأم در نظر بگيريم) در اينجا ديگر حادثه قطعى است و به اصطلاح جايش در لوح محفوظ و ام الكتاب است و هيچگونه دگرگونى در آن راه ندارد.
اين سخن را به نوع ديگر مىتوان بيان كرد و آن اينكه علم خداوند داراى دو مرحله است: علم به مقتضيات و علل ناقصه، و علم به علل تامه، آنچه مربوط به مرحلۀ دوم