شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٣ - ه ل
ه ل
هَلْ : (در سورۀ: هَلْ أَتىٰ / ١.) *
در اينكه «هل» در اينجا به معنى «قد» مىباشد يا به معنى استفهام تقريرى يا استفهام انكارى احتمالات مختلفى دادهاند، ولى ظاهر اين است كه استفهام تقريرى است و مفهوم جمله اين است:ا ليس قد اتي علي الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا
آرى، ذرات وجود انسان هركدام در گوشهاى پراكنده بود، در ميان خاكها، در لابلاى قطرات آب درياها، در هوايى كه در جو زمين وجود دارد، مواد اصلى وجود او هركدام در گوشۀ يكى از اين سه محيط پهناور افتاده و او در ميان آنها در حقيقت گم شده بود و هيچ قابل ذكر نبود، به اين ترتيب نطفۀ بىارزش را انسان كرديم و تمام وسايل هدايت را در اختيارش نهاديم. (ج ٣٣٣/٢٥.)
ه ل ع
هلوع: (معارج/ ١٩.) ●
از مادّۀ «هلع» گرفته شده است. جمعى از مفسران و ارباب لغت «هلوع» را به معنى «حريص» و جمعى به معنى «كمطاقت» تفسير كردهاند، بنابر تفسير اوّل، به سه نكتۀ منفى اخلاقى در وجود اينگونه انسانها اشاره شده كه عبارتند از: «حرص و جزع و بخل» و بنابر تفسير دوم به دو نكته: «جزع و بخل»، زيرا آيۀ دوم و سوم تفسيرى است براى معنى (هلوع).
(*) هَلْ أَتىٰ عَلَى اَلْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً. «آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟» انسان/ ١.
(●) إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِذٰا مَسَّهُ اَلشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلْخَيْرُ مَنُوعاً. «انسان حريص و كمطاقت آفريده شده، هنگامى كه بدى به او رسد بيتابى مىكند و هنگامى كه خوبى به او برسد مانع ديگران مىشود» معارج/ ٢١، ٢٠، ١٩.