شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٣ - و ك ز
و ك ز
وكز: (قصص/ ١٥.) *
بر وزن «رمز» به معنى «مشت كوبيدن» است، معانى ديگرى نيز براى آن گفتهاند كه درست به نظر نمىرسد.
موسى (ع) به يارى او (مرد بنىاسرائيلى) شتافت تا او را از چنگال اين دشمن ظالم ستمگر (مرد فرعونى) كه بعضى گفتهاند يكى از طباخان فرعون بود و مىخواست مرد بنىاسرائيلى را براى حمل هيزم به بيگارى كشد، نجات دهد «در اينجا موسى مشتى محكم بر سينۀ مرد فرعونى زد امّا همين يك مشت كار او را ساخت و بر زمين افتاد و مرد»
و ك ل
وَكَّلْنٰا : (انعام/ ٨٩.) ○
از باب تفعيل (توكيل) به معنى «وكيل قرار دادن» (برگماشتن كسى براى انجام كارى) و يا كارى را به كسى سپردن و او را نگاهبان آن قرار دادن است و معناى عمومى «وكيل» نيز همين است، يعنى نمايندهاى كه عهدهدار انجام دادن كارهاى كسى باشد (كارگزار) و كلمۀ وكيل از اسماى حسناى الهى است:
(*) ... فَوَكَزَهُ مُوسىٰ فَقَضىٰ عَلَيْهِ... «موسى مشت محكمى بر سينۀ او زد و كار او را ساخت» قصص/ ١٥.
(○) ... فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَكَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَيْسُوا بِهٰا بِكٰافِرِينَ. «و اگر اين جمعيّت يعنى مشركان و اهل مكه، اين حقايق را نپذيرند، دعوت تو بدون پاسخ نمىماند، زيرا ما جمعيّتى را مأموريت دادهايم كه نه تنها آن را بپذيرند بلكه آن را محافظت و نگهبانى كنند، جمعيتى كه در راه كفر گام برنمىدارند» انعام/ ٨٩.