شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٨ - و ر د
و واژۀ «مورود» كه در آيۀ قبل، ذكر آن گذشت، اسم مفعول است به معنى آبى است كه بر آن وارد مىشوند، بنابراين جملۀ:
و واژۀ «وارد» نيز اسم فاعل به معنى «آبآور» است، در اصل از «ورود» گرفته شده كه معنى آن - همانگونه كه راغب در مفردات گفته - «قصد آب كردن و رسيدن به آن» است، هرچند بعدا به هر ورود و دخولى گفته شده است، در آيۀ ١٩ سورۀ يوسف مىخوانيم:
در تفسير اين آيه، براساس كلمۀ «ورود» دو نظريه بيان شده است: بعضى از مفسران معتقدند كه «ورود» در اينجا به معنى «نزديك شدن و اشراف پيدا كردن» است، يعنى همۀ مردم، خوبان و بدان، بدون استثناء براى حسابرسى يا براى مشاهدۀ سرنوشت نهايى بدكاران، به كنار جهنّم مىآيند، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مىبخشد و ستمگران را در آن رها مىكند (به استناد آيۀ ٢٣ سورۀ قصص).
تفسير دومى كه اكثر مفسران آن را انتخاب كردهاند، اين است كه «ورود» در اينجا به معنى «دخول» است، به اين ترتيب كه همۀ انسانها بدون استثناء، نيك و بد وارد جهنّم مىشوند، منتها دوزخ براى نيكان سرد و سالم