شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨ - أَكْرِمِي (يوسف/ ٢١ )
او نمىداند كه آزمايش الهى گاه با نعمت است و گاه با انواع بلا، نه روى آوردن نعمت بايد مايۀ غرور شود و نه بلاها مايۀ يأس و نوميدى، ولى اين انسان كمظرفيت در هردو حال هدف آزمايش را فراموش مىكند، به هنگام روى آوردن نعمت چنان مىپندارد كه مقرب درگاه خدا شده و اين نعمت دليل بر آن قرب است.
قابل توجه اينكه در آغاز آيه مىگويد: خداوند او را مورد اكرام قرار مىدهد، ولى در ذيل آيه از اينكه انسان خود را مورد اكرام خدا مىبيند ملامت مىشود اين به خاطر آن است كه اكرام اول (در آيه) به همان معنى انعام است و اكرام دوم به معنى قرب در درگاه خداست.
(ج ٢٦١/٢٦.)
أَكْرِمِي : (يوسف/ ٢١.) ○
اين جمله، صيغۀ مفرد مخاطب مؤنث است، يعنى «گرامى بدار» و آيۀ مورد بحث مربوط به داستان پرماجراى يوسف (ع) است كه پس از نجات يافتن از قعر چاه، فصل جديدى در زندگانى اين كودك خردسال در مصر گشوده شد، به اين ترتيب كه يوسف را در معرض فروش گذاردند و طبق معمول چون تحفۀ نفيسى بود نصيب «عزيز مصر» كه در حقيقت مقام وزارت يا نخستوزيرى فرعون را داشت، گرديد، چرا كه آنها بودند كه مىتوانستند قيمت بيشترى براى اين غلام ممتاز بپردازند، عزيز مصر او را به خانهاش برد، به همسرش سفارش او را كرد و گفت:
(○) وَ قٰالَ اَلَّذِي اِشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوٰاهُ عَسىٰ أَنْ يَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً... «و آنكس كه او را از سرزمين مصر خريد به همسرش گفت: مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما مفيد باشد و يا او را به عنوان فرزند انتخاب كنيم...» يوسف/ ٢١.