شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٢ - نوى (انعام/ ٩٥ )
سرانجام خداوند دعاى او را اجابت فرمود و او را از غم و اندوه نجات داد. جمع نون، «نينان و انوان» است و كلمۀ «ذا النّون» به همين شكل فقط يكبار در قرآن مجيد آمده است.
(ج ٤٨٥/١٣.)
ن و ى
نوى : (انعام/ ٩٥.) ○
به معنى «هسته» و جمع آن «نواة» است، لكن به صورت مفرد يكبار در قرآن مجيد به كار رفته است و اينكه بعضى گفتهاند مخصوص هستۀ خرماست شايد به خاطر اين بوده باشد كه عرب به واسطۀ موقعيت خاص محيطش هنگامى كه اين كلمه را به كار مىبرد فكرش متوجه هستۀ خرما مىشد.
نكته قابل توجه اينكه مهمترين لحظه، در حيات يك گياه همان لحظۀ شكافتن دانه و هسته است كه مانند لحظۀ تولد يك طفل از يك عالم به عالم ديگر است.
دانه و هسته گياهان غالبا بسيار محكمند و در حقيقت نهال و درخت در دژى فوق العاده محكم محاصره شده است، ولى دستگاه آفرينش آنچنان خاصيت تسليم و نرمش به اين دژ نفوذناپذير مىدهد كه بتواند ديوارۀ آن را بشكافد و از ميان آن بيرون آيد. (ج ٣٥٥/٥.)
(○) إِنَّ اَللّٰهَ فٰالِقُ اَلْحَبِّ وَ اَلنَّوىٰ... «خداوند شكافندۀ دانه و هسته است...» انعام/ ٩٥.