شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٢ - كَفّ١٦٤٨ ارٍ (بقره/ ٢٧٦ )
و امّا در آيۀ مورد بحث (انسان/ ٣) مىگويد: «ما راه را به انسان نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا كفران كند»
تعبير به «شاكرا» و «كفورا» مناسبترين تعبيرى است كه در اينجا به كار رفته، چرا كه در مقابل نعمت بزرگ هدايت الهى، آنها كه پذيرا و تسليم شوند و راه هدايت پيش گيرند، شكر اين نعمت را بجا آوردهاند و آنها كه مخالفت كنند كفران كردهاند؛ و از آنجا كه از دست و زبان هيچكس برنمىآيد كه از عهدۀ شكرش بدرآيد، در مورد «شكر» تعبير به اسم فاعل كرده، در حالى كه در مورد «كفران» تعبير به «كفور» (صيغۀ مبالغه) آمده، زيرا آنها كه اين نعمت بزرگ را ناديده بگيرند بالاترين كفران را كردهاند. (ج ٢٧٤/١٨، ج ٣٣٧/٢٥ - ٣٣٨.)
كَفّٰارٍ : (بقره/ ٢٧٦.) ●
به فتح كاف و تشديد فاء به معنى كسى است كه بسيار در كفر اصرار مىورزد و به عبارت ديگر، بسيار ناسپاس و كفرانكننده باشد و زيادهروى او در كفران نعمت بيش از كفور است.
در آيۀ ٢٤ سورۀ ق، آنجا كه خداوند دو فرشتۀ*
بايد توجه داشت كه «كفّار» به فتح كاف به معنى «كفرانكننده» است و «كفّار» به ضم
(●) ... وَ اَللّٰهُ لاٰ يُحِبُّ كُلَّ كَفّٰارٍ أَثِيمٍ. «... و خداوند هيچ انسان ناسپاس (كفرانكنندۀ) گنهكار را دوست نمىدارد» بقره/ ٢٧٦.
(*) بعضى از مفسران، اين دو فرشته را «خازنان دوزخ» مىدانند.