شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٢ - تَلْقَفْ (طه/ ٦٩ )
ل ق ط
الْتَقَطَهُ : (قصص/ ٨.) ●
واژۀ «التقاط» كه ريشۀ اصلى آن «لقط» مىباشد در اصل به معنى رسيدن به چيزى بدون تلاش و كوشش است و اينكه به اشياء گمشدهاى كه انسان پيدا مىكند «لقطة» مىگويند به همين جهت است، بنابراين معنى «پيدا كردن، يافتن و برگرفتن» در آن افتاده است و «لقيط» به معنى آن چيزى است كه سر راه از زمين پيدا شود.
در آيۀ ١٠ سورۀ يوسف اين واژه به كار برده شده، آنجا كه يكى از برادران يوسف گفت:
يوسف را نكشيد و اگر كارى مىخواهيد انجام دهيد او را در نهانگاه چاه بيفكنيد تا بعضى از كاروانيان او را برگيرند...
ل ق ف
تَلْقَفْ : (طه/ ٦٩.) ○
از مادّۀ «لقف» (بر وزن سقف) به معنى «بلعيدن» است، ولى راغب در مفردات مىگويد: اين كلمه در اصل به معنى «برگرفتن چيزى» است با مهارت، خواه به وسيله دهان بوده باشد يا با دست، ولى در پارهاى از موارد به معنى بلعيدن نيز آمده است و در آيۀ مورد بحث، ظاهرا به همين معنى است.
بعضى از ارباب لغت آن را به معنى «برگرفتن به سرعت» دانستهاند كه در فارسى به جاى آن «ربودن» به كار مىرود. (ج ٢٩٤/٦، ج ٢٣٩/١٣، ج ٢٢٧/١٥.)
(●) فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ... «خاندان فرعون (موسى را از آب) برگرفتند...» قصص/ ٨.
(○) وَ أَلْقِ مٰا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مٰا صَنَعُوا... «و چيزى را كه در دست راست دارى بيفكن، تمام آنچه را كه آنها ساختهاند مىبلعد...» طه/ ٦٩.