شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٦ - وَ لْيَتَلَطَّفْ (كهف/ ١٩ )
آيه در مورد بيدارى اصحاب كهف بعد از يك خواب طولانى است كه سخت احساس گرسنگى كردند آنها پيشنهاد كردند سكّه نقرهاى را كه با خود داريد به دست يكى از نفرات خود بدهيد تا به شهر برود و غذاى پاكيزۀ مورد نياز را فراهم آورد «امّا او بايد نهايت دقت را به خرج دهد (و ليتلطّف) و هيچكس را از وضعتان آگاه نسازد»
يعنى مأمور تهيه غذا آنچنان برود و بازگردد كه هيچكس از ماجراى آنها آگاه نشود.
بعضى از مفسران گفتهاند منظور لطافت در خريدن غذاست بهگونهاى كه در معامله سختگيرى نكند و نزاع و جنجالى به راه نيندازد و جنس بهترين را انتخاب كند و اين خود لطفى است كه جملۀ وسط قرآن را لطف و تلطّف تشكيل مىدهد. (ج ٣٧٦/١٢-٣٧٧.)
لَطِيفٌ : (شورى/ ١٩.) *
توصيف خداوند به «لطيف» از اين نظر است كه لطيف از مادّۀ «لطف» به معنى هر موضوع دقيق، ظريف و هرگونه حركت سريع و جسم لطيف است، بنابراين لطيف بودن خداوند اشاره به علم او نسبت به اسرار دقيق و ظريف آفرينش است و گاه به معنى خلقت اجسام لطيف و كوچك و ذرهبينى و مافوق ذرهبينى آمده است.
بعضى از مفسران در تفسير «لطيف» گفتهاند: «او كسى است كه تكليف را آسان مىكند و پاداش را فراوان مىدهد»، در حقيقت اين يك نوع ظرافت و دقت در رحمت است.
بعضى نيز گفتهاند توصيف خداوند به لطيف، به خاطر اين است كه در درون همۀ اشياء نفوذ دارد و جايى در همه جهان از او خالى نيست. امّا همه اينها به يك حقيقت بازمىگردد و
(*) اَللّٰهُ لَطِيفٌ بِعِبٰادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشٰاءُ... «خداوند نسبت به بندگانش لطف دارد، هركس را بخواهد روزى مىدهد...» شورى/ ١٩.