شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٥ - وَ لْيَتَلَطَّفْ (كهف/ ١٩ )
دوم به معنى «لغت و زبان گفتگو» كه آلت نيرومندى براى ابراز انديشه است و انسان مىتواند با اين عضو تكلم كند و مقاصد خود را آنچه از طريق حواس در ذهن تركيب كرده است بازگو كند و آشكار سازد:
ديگر به معنى «زبان مكالمه» است:
چهارم به معنى «ياد خير و نام نيك و مقبوليت عامه» است و اين هنگامى است كه به كلمۀ «صدق» اضافه شود مانند آيه ٥٠ از سورۀ مريم كه آيۀ مورد بحث ماست و نيز آيۀ ٨٤ سورۀ شعراء كه مىگويد:
«لسان» در اينگونه موارد به معنى يادى است كه از انسان در ميان مردم مىشود و هنگامى كه آن را به «صدق» اضافه كنيم و «لسان الصدق» بگوييم، معنى ياد خير و نام نيك و خاطرۀ خوب در ميان مردم است و هنگامى كه با كلمۀ «عليّا» كه به معنى عالى و برجسته است ضميمه شود مفهومش اين خواهد بود كه خاطرۀ بسيار خوب از كسى در ميان مردم بماند.
جمع لسان «السنة» است كه به معنى «زبانها» است، چنانكه در آيۀ ١٥ سورۀ نور مىخوانيم:
ل ط ف
وَ لْيَتَلَطَّفْ : (كهف/ ١٩.) ●
جملۀ «و ليتلطّف» كه طبق مشهور درست نقطۀ وسط قرآن مجيد از نظر شمارۀ كلمات
(●) ... وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لاٰ يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً. «... امّا بايد نهايت دقت را به خرج دهد و هيچكس را از وضع شما آگاه نسازد» كهف/ ١٩.