شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٣ - ل ق م
ل ق م
الْتَقَمَهُ : (صافات/ ١٤٢.) *
از مصدر باب افتعال (التقام) گرفته شده و به معنى «فرو بردن لقمه» و نيز «بلعيدن» آمده است، آنجا كه يونس (ع) را به دريا افكندند و ماهى عظيم او را بلعيد
مسلم است اين ملامت و سرزنش به خاطر ارتكاب گناه كبيره يا صغيرهاى نبود، بلكه علت آن تنها ترك اولايى بود كه از او سر زد و آن عجله در ترك قوم خويش و هجرت از آنان بود. (ج ١٥٦/١٩.)
لُقْمٰانَ : (لقمان/ ١٢.) ●
(من اعلام القرآن) نام «لقمان» در دو آيه از قرآن در همين سوره آمده است (لقمان / ١٢ و ١٣).
در قرآن دليل صريحى بر اينكه او پيامبر بوده است يا تنها يك فرد حكيم، وجود ندارد و لحن قرآن در مورد لقمان نشان مىدهد كه او پيامبر نبود، زيرا در مورد پيامبران سخن از رسالت و دعوت به سوى توحيد و مبارزه با شرك و انحرافات محيط و عدم مطالبۀ اجر و پاداش و نيز بشارت و انذار در برابر امتها معمولا ديده مىشود، در حالى كه در مورد لقمان هيچيك از اين مسائل ذكر نشده و تنها اندرزهاى او كه به صورت خصوصى با فرزندش بيان شده - هرچند محتواى آن جنبۀ عمومى دارد - گواه بر اين است كه او تنها يك مرد حكيم بوده است.
(*) فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ. «و ماهى عظيم او (يونس) را بلعيد در حالى كه مستحق ملامت بود» صافات/ ١٤٢.
(●) وَ لَقَدْ آتَيْنٰا لُقْمٰانَ اَلْحِكْمَةَ أَنِ اُشْكُرْ لِلّٰهِ... «ما به لقمان حكمت داديم (و به او گفتيم) شكر خدا را بجاى آور...» لقمان/ ١٢.