شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩٢ - مُهْطِعِينَ (قمر/ ٨ )
هَضِيمٌ : (شعراء/ ١٤٨.)
فعيل به معنى مفعول (مهضوم)، از ماده «هضم» معانى مختلفى دارد، گاه به معنى درهم فرورفته، به كار مىرود و گاه به معنى ميوۀ رسيده و گاه لطيف و نرم و كاملا قابل هضم و گاه نيز به معنى هضم شده آمده است و در آيۀ مورد بحث كه مىگويد
ه ط ع
مُهْطِعِينَ : (قمر/ ٨.) ○
جمع «مهطع» اسم فاعل از ماده «اهطاع» به معنى «گردن كشيدن» است و بعضى آن را به معنى «خيره نگاه كردن با ذلت و خشوع» يا «به سوى چيزى به سرعت دويدن» دانستهاند و هريك از اين معانى در تفسير آيه محتمل است، هرچند معنى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد، چرا كه وقتى انسان صداى وحشتناكى را مىشنود فورا گردن مىكشد و به مبدأ صدا متوجه مىشود. البته مانعى ندارد كه همۀ اينها با هم در آيه جمع باشد، به اين ترتيب كه آنها (كافران) با شنيدن صداى دعوتكنندۀ الهى به سوى او گردن مىكشند، سپس خيره نگاه مىكنند و بعد با سرعت به سوى او مىروند و در دادگاه الهى حاضر مىشوند. (ج ٣٧٥/١٠، ج ٢٤/٢٣، ج ٤٢/٢٥.)
(●) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِيمٌ. «در اين زراعتها و نخلهايى كه ميوههايش شيرين و رسيده است» شعراء / ١٤٨.
(○) مُهْطِعِينَ إِلَى اَلدّٰاعِ... «در حالى كه (بر اثر وحشت و اضطراب) به سوى اين دعوتكننده گردن مىكشند...» قمر/ ٨.