شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٤٢ - مَنّ١٦٤٨ اعٍ (ق/ ٢٥ )
يَمْنَعُونَ : (ماعون/ ٧.)
از مادّۀ «منع» به معنى «خوددارى و جلوگيرى كردن» است. آيه ناظر بر كسى است كه از دادن اشياء جزئى (مانند نمك، آب، كبريت، ظروف و مانند اينها) مخصوصا به همسايهها خوددارى مىكند. اينچنين شخصى، آدم بسيار پست و بىايمانى است كه حتى از دادن اين اشياء كوچك بخل مىورزد و مضايقه دارد، در حالى كه همين اشياء كوچك گاه نيازهاى بزرگى را برطرف مىكند و منع آن، مشكلات بزرگى در زندگى مردم بهوجود مىآورد. (ج ٣٦١/٢٧.)
منوع: (معارج/ ٢١.) ○
به معنى «بخل ورزنده و بازدارنده» است و از مادّۀ «منع» گرفته شده، هنگامى كه به انسان مال يا ثروتى برسد، بخل ورزد و منع احسان و انفاق كند. اين واژه در قرآن مجيد يك بار آن هم در آيۀ مورد بحث آمده است. (ج ٢٨/٢٥.)
مَنّٰاعٍ : (ق/ ٢٥.) □
به حكم اينكه صيغۀ مبالغه است به كسى گفته مىشود كه بسيار از چيزى منع مىكند، بنابراين «منّاع للخير» كسى است كه به هر صورت مخالف هر كار خير است.
در بعضى از روايات آمده كه اين آيه دربارۀ «وليد بن مغيره» نازل شده، در آنجا كه به فرزندان برادرش مىگفت: هركس از شما اسلام را بپذيرد من تا زندهام كمكى به او نخواهم كرد١
(*) وَ يَمْنَعُونَ اَلْمٰاعُونَ. «(پس واى بر كسانى كه) ديگران را از ضروريات زندگى منع مىكنند» ماعون/ ٧.
(○) وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلْخَيْرُ مَنُوعاً. «و هنگامى كه خوبى به او (انسان) رسد مانع ديگران مىشود» معارج/ ٢١.
(□) مَنّٰاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ. «(به دوزخ بيفكنيد) آن كسى كه شديدا مانع خير است، متجاوز است و در شك و ترديد» ق/ ٢٥.
(١) روح المعانى، ج ١٦٨/٢٦.