شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢١ - و ك أ
البته بحث در زمينۀ تقيه بسيار گسترده است كه اينجا جاى شرح و بسط آن نيست، تنها هدف اين بود كه بدانيم آنچه بعضى در مذمّت تقيه مىگويند دليل ناآگاهى و بىاطلاعى آنها از شرايط تقيه و فلسفۀ آن است. (ج ٣٧٣/٢ تا ٣٧٥، ج ٤٢٣/١١ تا ٤٢٦، ج ٣٧٦/١٢، ج ٨٨/٢٠ تا ٩٠.)
و ك أ
أَتَوَكَّؤُا : (طه/ ١٨.) *
مصدرش «اتّكاء» (از باب افتعال) به معنى «تكيه كردن» به چيزى چون عصا و پشتى و تخت و امثال آن، و معمولا هنگامى كه آدمى در حال آرامش و خوشى و سلامت است به چيزى تكيه مىزند، چنانكه در آيۀ ٣٤ سورۀ زخرف مىخوانيم:
«در حالى كه بر تختها تكيه كردهاند». كهف/ ٣١.
همۀ مشتقات مذكور در ريشۀ «وكأ» (تكيه دادن) مشترك هستند. (ج ٤١٩/١٢، ج ١٧٨/١٣، ج ٥٦/٢١.)
مُتَّكَأً : (يوسف/ ٣١.) ○
اسم مفعول از «اتّكاء» و در اصل از ريشۀ وكأ، به معنى چيزى است كه بر آن تكيه
(*) قٰالَ هِيَ عَصٰايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهٰا... «(موسى) عرض كرد اين عصاى من است بر آن تكيه مىكنم» طه/ ١٨.
(○) فَلَمّٰا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً... «هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها (از حيلۀ زنان مصر) آگاه شد به سراغ آنها فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براى آنها پشتيهاى گرانقيمتى فراهم ساخت...» يوسف/ ٣١.