شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٢ - هُد١٦٤٨ اهُمْ (بقره/ ٢٧٢ )
هُدٰاهُمْ : (بقره/ ٢٧٢.) ●
از مادّۀ «هدايت» و آيه خطاب به پيامبر اكرم (ص) است، مبنى بر اينكه «تو مجبور به هدايت مردم نيستى»، روشن است كه منظور از عدم وجوب هدايت مردم بر پيامبر (ص) اين نيست كه او موظف به ارشاد و تبليغ آنها نباشد، زيرا ارشاد و تبليغ روشنترين و اساسىترين برنامۀ پيامبر است، بلكه منظور اين است كه او موظف نيست كه آنها را تحت فشار قرار دهد و اجبار بر هدايت كند و به عبارت ديگر منظور نفى هدايت اجبارى است نه اختيارى و يا منظور نفى هدايت تكوينى است نه تشريعى، كه به اين دو قسم هدايت، پيش از اين اشاره كرديم و دو قسم ديگر به آن اضافه مىشود و آن: هدايت به معنى فراهم ساختن وسيله است و ديگر: هدايت به سوى نعمتها و پاداشها، كه از اوّلى گاهى به عنوان «توفيق» ياد مىشود كه با در اختيار گذاردن وسايل لازم، انسان با ميل و ارادۀ خود از آن استفاده مىكند و توفيق پروردگار شامل اين گروه مىشود و راهها براى آنها هموار مىگردد و منظور از: هدايت به سوى نعمتها و پاداشها، بهرهمند ساختن افراد شايسته از نتيجۀ اعمال نيك آنها در سراى ديگر است، اين نوع هدايت مخصوص افراد باايمان و درستكار است. بطوركلى در واقع اين چهار نوع هدايت، مراحل مختلفى از يك حقيقت هستند كه هركدام بعد از ديگرى قرار گرفتهاند. (ج ٢٥٩/٢ تا ٢٦١.)
مُهْتَدُونَ : (اعراف/ ٣٠.) *
به معنى «هدايتيافتگان» و از مادّۀ «هدايت» گرفته شده است.
قرآن در اين آيه مىگويد: «توفيق خداوند شامل حال گروهى شد و آنها را به راه حق هدايت كرد»
(●) لَيْسَ عَلَيْكَ هُدٰاهُمْ... «هدايت آنها (بهطور اجبار) بر تو نيست...» بقره/ ٢٧٢.
(*) فَرِيقاً هَدىٰ وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ اَلضَّلاٰلَةُ... يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ. اعراف/ ٣٠.