شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤١٤ - يَتَن١٦٤٨ ازَعُونَ (طور/ ٢٣ )
١
اين سخن اشاره به آن است كه در هر عصر و زمانى شاهد و گواه معصومى براى امّت لازم است و حديث فوق از قبيل بيان مصداق اين معناست. (ج ١٤٩/١٦-١٥٠.)
يَتَنٰازَعُونَ : (طور/ ٢٣.) ●
از مادّۀ «تنازع» به حسب مورد به چند معنى آمده است:
١ - با هم كشمكش و ستيزه كردن و به مخالفت يكديگر برخاستن.
٢ - مشورت كردن و در كارى به شور و بحث و گفتگو پرداختن.
٣ - عطا كردن و از يكديگر جام ستادن.
در آيۀ مورد بحث به معنى اخير يعنى «گرفتن از يكديگر» آمده و گفتيم گاه به معنى «تجاذب و مخاصمه» آمده است، لذا بعضى از مفسران گفتهاند: آيۀ مورد بحث اشاره به آن است كه بهشتيان به عنوان شوخى و مزاح و افزايش سرور و انبساط، جامهاى شراب طهور را از دست يكديگر مىكشند و مىنوشند، ولى بهطورى كه بعضى از ارباب لغت گفتهاند:
تنازع هرگاه در مورد مانند كأس (جام) بهكار مىرود به معنى گرفتن از يكديگر است نه كشمكش و تجاذب. (ج ٤٣٥/٢٢.)
نازعات : (نازعات/ ١.) *
از مادّۀ «نزع» به معنى چيزى را از جا بركندن و يا كشيدن است مانند كشيدن كمان به هنگام پرتاب تير، اين واژه گاه در امور معنوى به كار مىرود مانند «نزع» عداوت يا محبت از قلب به معنى بركندن آن٢
(١) تفسير الميزان، ج ٢٠/١٦.
(●) يَتَنٰازَعُونَ فِيهٰا كَأْساً لاٰ لَغْوٌ فِيهٰا وَ لاٰ تَأْثِيمٌ. «آنها در بهشت جامهاى پر از شراب طهور را كه نه بيهودهگويى در آن است و نه گناه از يكديگر مىگيرند» طور/ ٢٣.
(*) وَ اَلنّٰازِعٰاتِ غَرْقاً. نازعات/ ١.
(٢) مفردات راغب، مادّۀ «نزع».