شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦١ - م د د
آرى مريم، بدون قابله و دوست و ياور، در بيابانى تنهاى تنها مولود جديد خود را به زمين نهاد. در اين هنگام ناگهان ندايى به گوشش رسيد: غمگين مباش، درست بنگر، پروردگارت از پايين پاى تو چشمۀ آب گوارايى جارى ساخته است و نظرى به بالاى سرت بيفكن و ساقۀ (خشكيدۀ) درخت نخل را تكان ده تا رطب تازه بر تو فروريزد، از اين غذاى لذيذ بخور و از آن آب گوارا بنوش و چشمت را به اين مولود جديد روشن دار. (ج ٤١/١٣ - ٤٢.)
م د د
مَدَّ : (رعد/ ٣.) *
به معنى «كشش و گسترش و بسط دادن» است، چنانكه در آيۀ ١٩ سورۀ حجر خداوند مىفرمايد:
بههرحال، خداوند آنچنان زمين را گسترد كه براى زندگى انسان و پرورش گياهان و جانداران آماده باشد، گودالها و سراشيبهاى تند و خطرناك را به وسيلۀ فرسايش كوهها و تبديل سنگها به خاك، پر كرد و آنها را مسطح و قابل زندگى ساخت، در حالى كه چينخوردگيهاى نخستين آنچنان بودند كه اجازۀ زندگى به انسان نمىدادند. (ج ١١٣/١٠، ج ٥٢/١١ - ٥٣.)
(*) وَ هُوَ اَلَّذِي مَدَّ اَلْأَرْضَ... «و او كسى است كه زمين را گسترش داد...» رعد/ ٣.